اصغر فرهادی در پاریس:من محتاج جنبش سبز هستم!
اصغر فرهادی کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین که برای پیش اکران این فیلم به پاریس سفر کرده بود صحبتهای جدیدی را برای حمایت از آنچه جنبش سبز می نامدش بر زبان جاری ساخت!
این کارگردان که ساخته اخیرش مورد توجه فتنه گران قرار گرفت در پایان جلسه پیش اکران جدایی نادر از سیمین و در جلسه پرسش و پاسخ در جواب سوال یکی از حاضرین پیرامون اتفاقات حول این فیلم گفت: اینجا پاریسه! ایران نیست، حرفت را راحت بزن، هر چی تو دلته بپرس!
و فرد سوال کننده این بار راحت پرسید: نظرتان را میخواستم بپرسم راجع به حمایتی که جنبش سبز از فیلم شما کرد و فکر میکنید جنبش سبز در این زمان نیاز داشت که از فیلم شما حمایت کند؟
اصغر فرهادی که از سوال این مخاطب خوشحال شده بود، در پاسخ گفت: من فقط خیلی خوشحالم که جنبش سبز وجود دارد، همین برای من کافیست.
وی که فرصت را برای مطرح شدن دوباره و ایجاد حاشیه ای جدید مناسب دیده بود در ادامه افزود: خواهش میکنم عظمت! جنبش سبز را در سطح فیلم هایی مثل فیلم های من پایین نیاورید. حتی اگر لطف میکنید و فکر میکنید که این فیلم عالی و فیلم خیلی خوبی است، جنبش سبز خیلی بزرگتر از آن است که درقالب چنین چیزهایی بگنجد!
فرهادی البته مشخص نکرد که جنبش سبز تا چه حد بزرگ است؟! اما وی پس از اعتراف به پائین بودن سطح فیلمش در پایان دستاویز خودش برای مطرح شدن را اینگونه بیان کرد:
"این جنبش سبز نیست که به ما نیاز دارد، این ما هستیم که به جنبش سبز محتاجیم!"
گفتوگو با کارگردان «پایاننامه»؛ جنجالیترین پروژه سینمایی ایران
جشنواره فیلم فجر با تمام عرض و طولش و پس از گذشت نزدیک به سه دهه از عمرش که همه به پای قدمت و سابقه و پختگی اش میگذارند، نشان داد تا پختگی واقعی راه زیادی دارد. وقتی فیلم«پایان نامه» حامد کلاهداری به عنوان اثری با درونمایه اتفاقات بعد از انتخابات و از معدود فیلمهای سیاسی مرتبط با مسائل روز به تولید و اکران رسید میزبان مخاطبان خود در سالن برج میلاد شد، انتظار هر چیزی میرفت جز نمایش وسیع ناپختگی مخاطبان در جشنواره فیلم فجر با پسوند بینالمللی! صدای سوتهای ممتد، کفزدنها و متلک پرانیها از سوی افرادی که هنوز به گفتوگو در کنار تمام شعارهایی که میدهند، کوچکترین اعتقادی ندارند، نشان از نیمه تاریک سینمای ما میداد، سینمایی که همه افراد آن خود را روشنفکر میدانند اما در برابر نظر مخالف عقیده خود با کف و سوت و متلک در مقام پاسخ برمی آیند!
این فیلم پرسروصدا به روزهای اکران خویش نزدیک میشود و طبق برنامه اعلام شده قرار است به عنوان دور دوم اکران نوروزی بهروی پرده برود. با توجه به اینکه هیچکس بهتر از کارگردان جوان این فیلم نمیتواند پاسخگوی سؤالات بیشماری باشد که در ذهن سینماگران و سینمادوستان وجود دارد، در یک بعد از ظهر بهاری در آخرین روزهای اسفند به نزد او رفتیم و از آغاز تا فرجام«پایان نامه» با حامد کلاهداری دوره کردیم.
از اولین روزی که استارت ساخت پایاننامه زده شد حاشیهها و جنجالهای زیادی برای این فیلم درست شد. یک زمان گفتند«لیلا اوتادی» نقش«ندا آقا سلطان» را بازی میکند و بعد به طرز عجیبی اوتادی از این پروژه کنار کشید، در ادامه امیر آقایی نامهای نوشت و از بازی در فیلم به خاطر تغییرات فیلمنامهای انصراف داد، در نهایت هم اتفاقاتی بود که در جشنواره فیلم فجررخ داد. تحلیل شما از این اتفاقات چیست. آیا واقعاً فیلمنامه نسبت به نسخه اولیه تغییراتی در هنگام فیلمبرداری داشته یا نه. دلیل این همه مخالفت با این فیلم چه بود؟
به نظرم دلیل اصلی مخالفت با ساخت«پایان نامه» را باید در بدنه سینما جستوجو کرد، چون اگر حتی کارگردان این فیلم کسی غیر از من هم بود نمیخواستند و نمیگذاشتند که یک فیلم سیاسی با چنین رویکردی و با چنین موضوعی ساخته شود. مطمئناً اگر موضوع فیلم وابسته به تفکر آنها بود، علیهاش موضع نمیگرفتند.این یک واقعیت است، فیلم ما یک فیلم سیاسی بود و کسانی به آن حمله کردند که متصور بودند این فیلم در حمایت از تفکر جناح خاصی ساخته شده و جناح دیگر را میکوبد. آن گروهی که فکر میکردند کوبیده میشوند شروع کردند به حاشیهسازی و دروغ پراکنی. البته همه ما میدانیم اینها چه کسانی هستند. تمام تلاششان را کردند که این فیلم ساخته نشود. مثلاً بازیگری که با ما قرارداد میبست بلافاصله میرفتند سراغش که «چرا داری تو این فیلم بازی میکنی. تو میدانی که این فیلم قراره از کی حمایت بکنه، میدانی این فیلم قراره چی رو بکوبه؟» و با این حرفها عوامل ما را میترساندند. البته این اتفاقات باید میافتاد.چون پایاننامه شروع ژانر سیاسی در سینمای ایران بود ولی فکر نمیکردم تا این حد فضا ناجوانمردانه و بیرحم باشد.
حرف شما درست است ولی درهمین جشنواره فیلمهای سیاسی دیگری هم بود چرا با این فیلمها چنین برخوردی نشد؟
دلیلش کاملاً روشن است. متأسفانه بدنه سینما در اختیار اپوزیسیون مخالف نظام است. نگاه کنید فیلمهای سیاسی که شما میگویید از چه جریانی حمایت میکرد. 90درصد سینما به پایان نامه و فیلمهایی نظیر آن موضع دارند. الان فیلمی در حال ساخت است که کار ابوالقاسم طالبی است. شما ببینید با این فیلم چهها بکنند. شما نمیدانید من با چه سختیها و ترفندهایی توانستم این فیلم را به پایان برسانم. در طول ساخت«پایان نامه» به اندازه 20 فیلم سینمایی مدیریت یاد گرفتم. متأسفانه غالب سینمای ما مخالف ساخت چنین آثاری است.
این غالب سینما که میگویید یعنی چه کسانی؟ معاونت سینمایی و شورای نظارت و ارزشیابی که کاملاً از فیلم شما حمایت کردند.
تمام سینما علیه این فیلم بود. بخشی از اهالی سینما و بخشی هم از بیرون سینما که در حوزه سیاست بودند مخالف و مخربان این ماجرا بودند. کاملاً برنامهریزی شده حرکت میکردند. آن اتفاقی که در برج میلاد افتاد از مدتها قبل سازماندهی شده بود.
به عنوان یک فیلمساز نظر و دیدگاهتان به اتفاقات و حوادثی که بعد از انتخابات در کشور افتاد چیست، چون در فیلم جاهایی احساس میشود که یکی به نعل میزدید یکی به میخ.
فیلم سیاسی در هر صورت موضع، دیدگاه و مانیفست مشخصی دارد. اگر نداشته باشد که فیلم بیخاصیتی است. ولی واقعاً نگاه من در این فیلم کوبیدن الکی یک جناح خاص نبود. اتفاقاً همین است که ناراحتم میکند وقتی هو میشنوم و ناجوانمردانه به فیلمم میتازند. به زعم من چیزی که حامد کلاهداری به عنوان جوانی که در این کشور زندگی کرده و بزرگ شده و تمام جریانات سیاسی را هم در حد خودش رصد کرده میخواست بگوید این بود آدمهایی که در خیابان هستند، شعار میدهند و اعتراض میکنند، چیز مهمی را نمیبینند که آن هم خاک و ریشه وطن است.آدمهایی هستند که نه چپند و نه راست و از ریشه با ما مشکل دارند. باید آنها را بشناسیم. ما داریم سر فرش دعوا میکنیم در حالی که خیلیها فرش را از زیر پایمان دارند میکشند.آن چیزی که میخواستم بگویم این بود: توجه به جریانات و آدمهایی که تمام هدفشان سرنگونی ایران و ایرانی است.
سالن برج میلاد در ایام جشنواره فقط برای سه فیلم مملو از تماشاگر شد:«جدایی نادر از سیمین»،«گزارش یک جشن» و «پایان نامه».ولی اتفاقی که در زمان نمایش فیلم شما افتاد حرف و حدیثهای زیادی را به وجود آورد. فکر میکنید چرا در سالن برج میلاد چنین برخوردهایی با فیلم و خود شما صورت گرفت و دیگر اینکه تحلیل شما از این اتفاقات چه بود، چون هنوز تیتراژ فیلم بالا نیامده، کف و سوتها شروع شد؟
تمام کسانی که مخالف معاونت سینمایی فعلی هستند و مشکل سیاسی با تیم جدید دارند مثل دوستانی که الان در خانه سینما هستند و هنوز کاری شروع نشده آن را محکوم میکنند برای فیلم من هم چنین موضعی داشتند.هنوز فیلم شروع نشده سوت و کف شروع میشود.خیلی جاها فحشهایی را که میخواستند به کسی دیگر بدهند و جرأتش را نداشتند در تاریکی سالن سر فیلم من خالی کردند.«پایان نامه» را دستمایه قرار دادند تا جریان مخالف را بکوبند. اینها واقعاً اگر انسانهای دموکرات و آزاد اندیشی هستند و شجاعت دارند باید میگذاشتند فیلم دیده میشد بعد آن را کاملاً نقد میکردند. علامت سؤالی که اینجا پیش میآید این است که اگر فیلم، فیلم بیارزشی بوده چرا تماشاگرها تا پلان آخر فیلم را میبینند، مثل خیلی از فیلمهای جشنواره اگر فیلم را دوست نداشتند میتوانستند سالن را ترک کنند.مثل فیلم«فرزند صبح».
چرا سر فیلمهایی که 50 نفر هم در سالن نبود کسی اعتراض نکرد.آن روز من از یک چیز خیلی افسوس خوردم و برایم عجیب بود. آرزو میکردم کاش این اتفاق در سینمای مردمی میافتاد نه در سالنی که همه ادعا دارند اهل قلم و سینما هستند و بخواهند از خودشان صدای حیوانات در بیاورند. من سینماگری را دیدم که همین چند سال پیش فیلمی را ساخته بود. مردم برای فیلمش صندلیهای سینما را شکستند و میخواستند پول بلیتشان راپس بگیرند. آن وقت این فیلمساز از تیتراژ اول پایان نامه کف و سوت میزند. کسی که خودش را سینماگر میداند.
ولی خوشبختانه در سینمای مردمی همه از فیلم استقبال کردند. این اتفاق فقط در سینمای مطبوعات و سینماگران بود. وقتی پلانی که خودم در آن بازی میکنم روی پرده آمد، شروع کردند به فحاشی. شما که ادعای دموکراسی دارید.مگر من جنایت کردم.حتی اگر فیلمی ضد تفکرات آنها ساخته باشم باید نقد میکردند.مگر خود اینها کم فیلم علیه جریان مخالفشان ساختند.
به جرأت میگویم «پایان نامه» از خیلی از فیلمهای کارگردانان نامی و با سابقهای که در این جشنواره حضور داشتند بهتر و خوش ساختتر بود.این را هم باید در نظر داشت که این فیلم دومین تجربه کارگردانی من در سینماست.
در کنفرانس مطبوعاتی گفتید به تکتک صحنههای فیلم اعتقاد دارید امروز هم چنین اعتقادی دارید یا فکر میکنید بهتر بود این فیلم را هرگز نمیساختید؟
به لحاظ عقیدتی به تک تک پلانها اعتقاد دارم و پای حرفهای فیلم میایستم و اگر معتقد نبودم نمیساختم. حتی اگر این جمله 10 سال خانهنشینم کند میگویم«پایان نامه را با اعتقاد قلبی ساختم». شاید اگر دوباره فیلم را میساختم در بعضی از صحنهها تغییراتی را به لحاظ کارگردانی ایجاد میکردم ولی به لحاظ فیلمنامهای و مضمونی هرگز. این فیلم بیش از 2هزارپلان دارد. این کار کمی نیست.میخواستم بپرسم آیا واقعاً فیلم من از فیلم پرنسیب فیلم بدتری بود؟ چرا کسی به فیلمسازش نگفت، چرا این فیلم را ساختی؟ آیا «پایاننامه» از فرزند صبح فیلم بدتری بود؟ آیا گزارش یک جشن، فیلم با ارزشی بود؟
البته خیلی از فیلمها را دوست داشتم.«جدایی نادر از سیمین» واقعاً فیلم فوقالعادهای بود. خیلیها میگویند چرا من باید فیلم بسازم. فکر میکنند یک شبه ره صد ساله رفتم. حتی اگر هم رفته باشم ایرادی ندارد. ولی 17سال است فیلم کوتاه میسازم. با پولی که از بازیگری میگرفتم فیلمهای کوتاه میساختم. من یک فیلم سیاسی ساختم ولی آدم سیاسی نیستم. شاید مایل به تفکر جناحی خاصی باشم، مثل همه. ولی مگر این گناه است. در فیلم میتوانستم ناجوانمردانه به گروهی بتازم مثل خود آنها. ولی هیچ وقت چنین کاری نکردم.ساخت این فیلم شاید از یک نظر برای من بد بود ولی خیلی چیزها را هم برایم روشن کرد و ماهیت خیلیها برایم آشکار شد.
منتقدان فیلم معتقدند حامد کلاهداری برای چنین پروژهای کم تجربه بود و باید فیلمساز باسابقه تری سراغ این موضوع میرفت. این انتقاد را قبول دارید؟
نه، به هیچ وجه. شاید هر فیلمساز دیگری بود اصلاً نمیتوانست این فیلم را تولید کند. این را هم باید بگویم که فیلمسازان نامی به خاطر منافع سیاسی هیچ وقت جرأت نمیکردند این فیلم را بسازند.
فیلم جزو گزینههای اکران دوم نوروز است، فکر میکنید واکنش مخاطب سینما به این فیلم چگونه خواهد بود؟
با همه کارشکنیهایی که علیه این فیلم صورت گرفته و هنوز هم ادامه دارد معتقدم این فیلم در اکران عمومی حتماً گلیم خودش را از آب بیرون خواهد کشید. با اینکه خیلیها نمیخواهند چنین اتفاقی بیفتد، ولی شاید همین هجمهها برای فیلم تبلیغ باشد.به هر حال موضوع فیلم و ساختار فیلم جذابیتهای زیادی برای مخاطبان سینما دارد. اگر با «پایان نامه» مثل خیلی دیگر از فیلمها برخورد میشد این فیلم به فروش بالایی دست پیدا میکرد و تماشاگر از سالن سینما راضی بیرون میآمد. تا قبل از جشنواره فیلم فجر فکر میکردم تبلیغات منفی به نفع فیلم است ولی الان با فضایی که پیش آمده این اعتقاد را ندارم. گرچه سایتها و فضای اینترنت این فیلم را بسیار تخریب کردند ولی شاید همه اینها عاملی شود که خیلیها بروند و این فیلم را ببینند.
یکی از صحبتهایی که در مورد شما زیاد زده میشود این است که با آقای سجادپور ارتباط فامیلی دارید و با حمایت ایشان توانستید وارد فضای سینما شوید. نظرتان راجع به این صحبتها چیست؟
دروغ محض است. این هم یکی دیگر از تخریبهایی است که علیه من و فیلمم به وجود آوردند.آقای سجادپور قبل از اینکه در تیم معاونت سینمایی باشد، تهیهکننده شکلات داغ بود.مگر این کار ایراد دارد. ایشان هم مثل خیلیهای دیگر تهیهکننده است.اگر این طور باشد میشود گفت چرا فلان تهیهکننده پشت فلان فیلم است.طبیعی است هر فیلمی به یک تهیهکننده احتیاج دارد و هر تهیهکنندهای هم دوست دارد آن فیلمی را که مورد قبول و پسندش است تولید کند.
خاتمی:انتخابات مجلس تضمین بقای اصلاح طلبان است!
کی از سران فتنه که طبق روال قبلی همچنان مشغول حرکت در فضای فتنه است گفت: حضور بی واهمه در انتخابات آینده تضمین بقای اصلاح طلبان وراز موفقیت ما خواهد بود
یکی از سران فتنه در جمع عوامل کارگزاری سیاستهای انتخاباتی اصلاح طلبان درمجلس نهم ، با اشاره به "روند حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری واینکه اتفاقات ناخواسته ای بوقوع پیوسته که خواست هیچیک از دوطرف نبوده است ، گفت نباید اینگونه سرمایه های انسانی کشور بهم می تاختند ، حق بود که در یک فضای مفاهمه اختلافات بررسی می شد وشخصیتهای محترم وخدومی در این میان آسیب نمی دیدند ، من انتظار داشتم آستانه تحمل بسیار بالاتر ازاین باشد وفضای گفتمان حاکم گردد ، به هر صورت متاسف هستم وآرزو می کنم اوضاع بحرانی تر ازاین نشود واین میسر است ومی شود با سعه صدر وآزاد اندیشی بیشتر به مقصود رسید ، ما باید که تحمل مخالف را به رسمیت بشناسیم ، مخالف حق دارد در چهارچوب های شناخته شده از حقوق خود دفاع کند واین حقی است که دردنیای متمدن به رسمیت شناخته شده است ".
البته خاتمی که این روزها با آهستگی بیشتری حرکت می کند با ژستی روشنفکر مابانه و از نگاه دانای کل! این چنین سخن می گوید نگفته که این اتفاقات ناخواسته که گفته کدام است! آیا حرکت به سمت براندازی، ایجاد شورشهای خیابانی ، حمله به اموال عمومی ،زیر سوال بردن صدر تا ذیل نظام و .... که همگی تحت لوای دروغ بزرگ "تقلب"صورت گرفت ناخواسته بوده؟!آیا حمایت صد در صدی ایشان و دیگر سران فتنه از این همه آتش افروزی و ارتباط مسقیم با منافقین و سایر گروهکهای ضد انقلاب و اتفاقاتی نظیر 30خرداد88 ،عاشورای 88و حتی 25 بهمن89 ناخواسته بوده؟ اصلا چه کسی گفته حامیان منافقین و ضد انقلاب و جمعی اراذل و اوباش که از حمله به جان و ناموس مردم بی گناه ابایی ندارند "سرمایه های انسانی" کشور هستند؟! البته احتمالا منظور خاتمی از "شخصیتهای خدوم و محترم" موسوی و کروبی و خودش می باشند که البته در جایی دیگر گفته که باید مخالف را به رسمیت بشناسیم !
بله! مخالف محترم است ولیکن درچارچوب قانون اساسی و تا جاییکه حامیانش دست به اسلحه نبرده باشند. وقتی که کاندیدای شکست خورده انتخابات به هیچ وجه به قانون اساسی پایبند نیست و یا وقتی مدعی است که" اگر اسم من در هر صورت از صندوق بیرون نیاید تقلب شده و آن قدر باید رای گیری شود تا اسم من به عنوان رییس جمهور از صندوق بیرون بیاید"(طبق گفته وزیر اطلاعات وقت) آن وقت جناب خاتمی از "دنیای متمدن" سخن می گوید. ویژگی های دنیای متمدن ایشان و دوستانش در این 2 سال گذشته برای ملت ایران کاملا مشخص شد.دنیای متمدن یعنی،لشکر کشی خیابانی با ادعای دروغ و به کشتن دادن مردم بی گناه و پیراهن عثمان کردن آن کشته، دنیای متمدن یعنی اسلحه کشیدن روی مردم بی گناه. دنیای متمدن یعنی........
البته آقای خاتمی در این جلسه مباحثی در باب حضور اصلاح طلبان در مجلس نهم اشاره نموده واظهار داشت ، اگر نتوانیم در مجلس آینده حضور تابلو داری داشته باشیم ، درواقع خودرا از مشارکت سیاسی محروم کرده ایم ، باید بدون واهمه در انتخابات شرکت کنیم وبا سازوکارهای مناسب بقای خودرا تضمین کنیم .
لازم به ذکر است خاتمی از بانیان اصلی کودتای مخملی واز مهره های مورد اعتماد غرب در ایران می باشد و مشخص نیست نیست چگونه وچرا به خود اجازه می دهد اینگونه پرده دری نموده وصحبت از مشارکت سیاسی وحضور در عرصه های قانونی نظام را بکند. عرصه ای که با توجه به قانون گریزی و عدم پایبندی آنها به قانون اساسی برای اصلاح طلبان تمام شده است!
نخست وزیر کویت، مزدور و حقوق بگیر ایران است!
در حالی که این روزها، مقامات کویتی نزدیک به آل سعود، در حال در پیش گرفتن مواضع ضد ایرانی و وارد ساختن اتهامات متعدد به ایران با یکدیگر رقابت می کنند، یک روزنامه این کشور به اتهام زنی های جدید شکلی متفاوت بخشیده و این بار برخی مقامات ارشد کشورش را به همدستی با ایران متهم کرده است.
روزنامه کویتی «السیاسه» نوشت: منافع شخصی و درگیری های وزرای کویت، به مرحله ای رسیده که این افراد از مزدور بودن نخست وزیر کویت سخن می گویند و مدعی هستند که جناب نخست وزیر حقوق بگیر ایران است!
این روزنامه می افزاید: وزرای دولت کویت، باید بدانند دشمنی و دوستی هم رسم و رسوماتی دارد و نباید هر سخنی را بر زبان آورد و هر خبری را بدون در نظر گرفتن منافع و مصالح ملی منتشر کرد. اعلام احتمال عذرخواهی کویت از ایران درباره ادعای فعالیت شبکه جاسوسی ایران در کویت، خشم برخی نمایندگان را برانگیخت و این افراد، نخست وزیر کویت را به همدستی با ایران و دریافت حقوق از تهران متهم کرده اند!
«السیاسه» همچنین از فراخوان سفرای پنج کشور بزرگ اروپایی توسط وزیر امور خارجه کویت درباره شبکه ایرانی خبر داد و نوشت: در این نشست، وزیر امور خارجه اظهار داشته است که مناسبات ایران و کویت به حساس ترین نقطه خود رسیده و نخست وزیر کویت، خواهان موضع گیری اروپا درباره فعالیت های اطلاعاتی برون مرزی ایران شده است.
این روزنامه کویتی در پایان می نویسد: مردم کویت از روشن ترین و آگاه ترین مردم کشورهای عربی هستند و ناآرامی ها سیاسی درون دولت و شایعه پراکنی های وزرا و نمایندگان علیه یکدیگر و نیز امیر و نخست وزیر و رئیس مجلس را به خوبی درک می کنند و هیچ گاه در درک خود اشتباه نکرده اند؛ بنابراین، بر پایه منطق سیاسی، باید مقامات مسئول علیه یکدیگر سمپاشی نکرده و یکدیگر را مزدور و حقوق بگیر اجانب معرفی نکنند.
گویا، این روزها، اختلافات درونی میان مقامات کویتی بالا گرفته است. جریان عقلانی و ملی گرای کویت، خواهان حفظ روابط حسنه با همه کشورهای منطقه از جمله ایران است و به همین دلیل، به همان میزان که از وارد ساختن اتهامات بدون سند و دلیل به ایران انتقاد می کند، نسبت به فرستادن نیرو به بحرین و سرکوب مردم این کشور نیز انتقاد دارد.
از سوی دیگر، جریان افراطی و متمایل به عربستان در این کشور، پافشاری بر اتهام زنی به ایران و همچنین اعزام نیرو به بحرین است. روند تحولات نشان می دهد که احتمالا در روزهای آینده، این اختلافات به سطح عمومی نیز کشیده شود.
دانشمند هسته ای ایران:مشکل 'فوکوشیما' را به راحتی حل میکنیم
ماینده ایران در شورای بینالمللی سزامی تاکید کرد: ایران در بحث هستهای در 8 تا 10 سال اخیر جهش داشته است و به خصوص در 6 تا 7 سال گذشته در این خصوص برای رسیدن به شرایط مطلوب حالت پروازی داشتیم.
در آستانه روز ملی فناوری هستهای فرصتی پیش آمد تا با سید محمودرضا آقامیری نماینده ایران در شورای بینالمللی سزامی به گفتوگو نشسته و در خصوص مسائل علمی و هستهای کشورمان نظراتش را جویا شویم.
سید محمودرضا آقامیری متولد سال 1339 تهران و عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی هستهای دانشگاه شهید بهشتی پس از شهادت دکتر مسعود علیمحمدی استاد تمام دانشکده فیزیک هستهای دانشگاه تهران، یکی از دو نماینده جمهوری اسلامی ایران در شورای بینالمللی سزامی و شهادت دکتر مجید شهریاری استاد دانشکده مهندسی هستهای دانشگاه شهید بهشتی و یکی از دو مشاور جمهوری اسلامی ایران در شورای بینالمللی سزامی مدتی است که به عنوان نماینده جدید ایران در این شورا معرفی شده است.
آقامیری تحصیلات دانشگاهی خود را در دوره کارشناسی در رشته فیزیک در دانشگاه شهید بهشتی(ملی سابق) سپری کرد و سپس برای ادامه تحصیلات راهی انگلستان شد و مدرک کارشناسیارشد و دکتری خود را در رشته فیزیک هستهای کسب کرد.
آقامیری جانشین شهید مسعود علیمحمدی استاد پایه 22 فیزیک دانشگاه تهران و نماینده پیشین ایران در شورای بینالمللی سزامی است. این استاد داشکده مهندسی هستهای دانشگاه شهید بهشتی در دوران دفاع مقدس نماینده شورای عالی دفاع و مسئول کمیسیون اسرا و مفقودین بود.
آنچه در ذیل میخوانید متن کامل گفتوگوی تفصیلی خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس با سید محمودرضا آقامیری نماینده جمهوری اسلامی ایران در شورای بینالمللی سزامی است:
*با سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. پس از شهادت دکتر مسعود علیمحمدی و مجید شهریاری شما به عنوان نماینده ایران در شورای بینالمللی سزامی معرفی شدید، لطفا در خصوص شورای بینالمللی سزامی و نقش ایران در این شورا توضیحاتی دهید؟
- آقامیری: از حدود 10 تا 12 سال پیش تصمیم گرفته شد شبیه مرکز تحقیقاتی که در اروپا فعالیت دارد و کشورهای اروپایی در آن عضویت دارند، در منطقه خاورمیانه نیز یک مرکزی تاسیس شود تا مسئولیت راهبردی مسائل مربوط به شتاب دهندهها و ذرات بنیادی را دنبال کند. ایران نیز سعی کرد تا به صورت فعال در این امر دخیل شود اما از طرفی با مقابلههای رژیم اشغالگر قدس روبرو بودیم و طبیعتا حضور این رژیم نمیتوانست ایران را خیلی فعال در این شورا مطرح کند.
ایران تاکید داشت تا این مجموعه در ایران به وجود آید و اعلام شده بود هر کشوری که بخواهد میزبان این مجموعه تحقیقاتی باید تمامی کشورها در آن رفت و آمد کنند و طبیعتا رژیمصهیونیستی مستثنی از این مسئله نمیتوانست باشد، لذا ایران با این سد روبرو شد و در نتیجه این پروژه به کشور اردن منتقل شد.
امروز این مجموعه در کشور اردن در حال شکلگیری است و این مجموعه یک سینکروترون است که سیستمی است برای شتاب ذرات برای بهره گیری از اثرات این شتاب در همه زمینهها از جمله پزشکی، صنعت، کشاورزی و .. دنبال شود. از مدتها قبل نمایندگان ایرانی در این مجموعه حضور داشتند و به خصوص در 5 تا 6 سال گذشته بسیار فعال بودند. شهید مسعود علیمحمدی یکی از نمایندگان ایران در شورای سزامی بود و شهید مجید شهریاری نیز به عنوان مشاور ایران در شورای سزامی فعالیت داشت.
پس از شهادت دکتر شهریاری و علیمحمدی قرار شد بنده این افتخار را داشته باشم تا از سوی دولت و جامعه علمی ایران این مسئولیت را دنبال کنم، با توجه به اینکه نماینده دیگر ایران در این شورا دکتر شکری هستند و جلسات این شورا در کشور اردن برگزار میشود بنده به عنوان نماینده ایران به جای شهید دکتر علیمحمدی و به عنوان مسئول دفتر فنی کمیته سزامی به جای شهید دکتر شهریاری انجام وظیفه میکنم.
در حال حاضر درصد بالایی از این پروژه پیشرفت داشته و امیدواریم کشورهای اسلامی با فعالیتی که در این زمینه دارند بتوانند نقش رژیم صهیونیستی را کمرنگ کنند و در نهایت از میان ببرند. اکنون بحث این است که در آینده که میخواهیم از این پروژه بهرهبرداری کنیم پس چگونه از این پروژه استفاده خواهین برد تا آنچه که حق ملت ایران است پیمال نشود؟
*جایگاه ایران را از نظر علمی و در بحث انرژی هستهای در چه سطحی میدانید؟
- آقامیری: شاید اگر بخواهیم ایران را نسبت به کشورهایی که از نظر هستهای خیلی پیشرفته هستند مقایسه کنیم خیلی نتوانیم بگوییم جایگاه بالا و هم سطح کشورهای پیشرفته است اما به چند دلیل از این کشورها جلو هستیم. تحقیقات هستهای ایران از 15 سال گذشته توسط دانشمندان ایرانی صورت گرفته است یعنی برخی از کارها را از صفر شروع کردیم و در ادامه به دنبال فعالیت پیچیده هستهای بودیم و این نکته مثبتی است.
حتی از سال 1994 یا 1995 کشورهای غربی ایران را از نظر نیرویانسانی نیز محروم کردند یعنی تربیت نیرویانسانی در زمینه هستهای تقریبا در تمامی جهان با تحریم مواجه شد و آنها سعی داشتند اجازه ندهند نیروهای کشورمان تربیت شوند. ایران از 15 سال گذشته هر حرکت هستهای که انجام داد براساس داشتهها و مطالعات خود بود و براساس این مطالعات قدم برداشت و پیشرفت کرد.
تقریبا تکنولوژی که به آن دسترسی پیدا کردیم نمیگوییم تکنولوژی اول دنیاست اما تکنولوژی قابل بهرهبرداری امروز دنیاست، یعنی هم در بخش چرخه سوخت و هم در بخش سایر کاربردهای انرژی هستهای در جایگاهی قرار داریم که میتوانیم بگوییم با شرایط روز دنیا رقابت میکنیم و این نکتهای مهم است که به ما قدرت رقابت با سایر کشورهای پیشرفته را میدهد و از این لحاظ است که فکر میکنیم در بحث انرژی هستهای شاید بتوانیم ادعا کنیم در ردههای اول جهان هستیم.
شاید برخی افراد اعلام کنند ایران چند رآکتور هستهای را مورد استفاده قرار میدهد که در جواب میگوییم هیچی اما دیگر قدرت بهرهگیری از راکتور را داریم. اگر کسی به ما بگوید شما در بخش کشاورزی چه فعالیتهایی داشتهاید در جواب میگوییم شاید فعالیتهایی را که در این زمینه بسیاری از کشورهای پیشرفته انجام دادند را انجام ندادهایم اما امروزه توانایی اینکه تمامی این فعالیتها را داشته باشیم داریم.
این اقدامات ایران را به رده و سطح کشورهای بهرهبردار هستهای رسانده است و در ردههای اول تا دهم میتوانیم قرار بگیریم یعنی پس از 5 کشوری که دارای بمب هستهای هستند و قدرتنمایی میکنند ما میتوانیم مدعی باشیم کشور هشتم هستیم و کشوری هستیم که چرخه سوخت و کاربردمان تکمیل است. نکته بارز این مسئله این است که ایران در بحث هستهای توانسته است روی پای خود بایستید در حالی که در تحریم و تحت فشار بود.
*وضعیت فناوری هستهای ایران در دولتهای گذشته نسبت به دولتهای نهم و دهم چه تفاوتهایی داشته است؟
- آقامیری: دولت موقتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر سر کار آمد در برخی موارد یا مشکل وابستگی و یا مشکل کمتوجهی به مسائل ملی داشت که در نتیجه بحث انرژی هستهای را منحل، تحریم و تعطیل کرد اما پس از آن تمام تلاشها صورت گرفت و از سال 65 یا 66 حرکتهای هستهای خیلی جدی آغاز شد.
در دورانی که مقام معظم رهبری رئیسجمهور کشورمان بودند شاید هدایت برخی از قسمتها را شخصا انجام دادند و دولتها نیز طبیعتا دنبال کردند. پس از رحلت امامخمینی(ره)، مقام معظم رهبری دقیقا مسائل مربوط به فناوری هستهای را مانند سایر مسائل علمی دنبال میکردند و دولت آقای هاشمی و خاتمی در این زمینه فعال بودند اما مشخصهای که این روند را تغییر داد جسارتی بود که در طی دوره دولت نهم به بازار آمد و دولت نهم گامهای بسیار مستحکمی را در بحث هستهای برداشت.
دولتهای گذشته با این حال که علاقمند بودند فعالیتهای هستهای عملی شود اما همیشه دیپلماتهای کشورمان برای بخشهای فنی تصمیم گیر بودند و وقتی دیپلماتها برای بخش فنی تصمیمگیری میکنند طبیعتا مصالح فنی کنار گذاشته میشود. اما در دولت نهم این روند تغییر پیدا کرد یعنی مصالح و منافع ملی ایران در بخش هستهای مطرح شد و همه باید با این مصالح و منافع هماهنگ میشدند و این بزرگترین قدم و کمک به پیشرفت فناوری هستهای بود. جسارت و قدمهای مستحکم دولت نهم و دهم، دانشمندان مراکز تحقیقات ایران را از فشارهای خارجی مصون کرد و دولت این فشارها را تقبل کرد تا قدمهای بزرگ در بخش هستهای برداشته شود.
تاکید میکنم که قصد ندارم زحمات گذشتگان را نادیده بگیرم اما اگر روشهای قبلی ادامه پیدا میکرد هیچگاه به نتیجه کنونی نمیرسیدیم.
روندی که اکنون در بحث هستهای داریم مرهون این است که بخشهای تحقیقاتی، تربیت نیرویانسانی و بخشهای کاربردی کشورمان از فشارهای سیاسی خارجی فارغ شدند و دولت و مسئولان کشور با جسارتی که داشتند این فشارها را پذیرفتند و امروزه ما شاهد تحولات هستهای هستیم. شاید شهادت دکتر علیمحمدی و شهریاری و عزیزانی که باید منتظر آن باشیم به این دلیل است که دشمن دیگر کور عمل میکند و به این نتیجه رسیده است که با هر روشی باید به مقابله با مسیر رو به رشد ایران در بحث هستهای اقدام کند و فکر میکند با ایجاد رعب و وحشت میتواند دانشمندان هستهای ایران را از فعالیتهایشان منصرف کند اما خوشبختانه این مسیر رشد خوبی داشته و به خصوص پس از شهادت دکتر علیمحمدی و شهریاری عزمها جزم شد تا این کشور مسیر خود را با قدرت بیشتری طی کند.
*فارس: در سالهای 83 و 84 بخشهای هستهای کشورمان پلمپ شد و فناوری هستهای ایران دوران همراه با پیچیدگی و چالش را دنبال کرد، آیا این عوامل موجب تاثیرگذاری برخی فعالیتهای دانشگاهی در زمینه هستهای شد؟
- آقامیری: دقیقا درست است. یکی از مشکلات موجود در آن سالها این بود که تعلیق، کشورمان را در بحث هستهای زمینگیر کرد و در نتیجه دانشگاههای ایران تحت تاثیر فشارهای دیپلماتیک قرار گرفت یعنی همه مراکز هستهای ایران تحت این فشارها بود و با این فشارهای خارجی تا حدودی دچار مشکل شدیم و در بخشهای علمی نیز فشارهایی وارد شد و موجب رکود علمی شد.
*فارس: آخرین نشست شورای بینالمللی سزامی در اسفندماه سال 89 در کشور اردن برگزار شد. اگر ممکن است گزارشی از این جلسه ارائه کنید؟
- آقامیری: کشورهای عضو تقبل کردند که برای کمک بیشتر به سزامی فعالیت بیشتری داشته باشند و 5 کشور ایران، ترکیه، مصر، اردن و فلسطین و رژیمصهیونیستی تقبل کردند تا 5 میلیون دلار ظرف 5 سال یعنی سالانه 1 میلیون دلار پرداخت کنند تا به سزامی کمک شود و این پروژه پیش برود. ایران نیز از جمله کشورهایی بود که در این خصوص اعلام آمادگی کرد چون معتقدیم که باید یکی از بهرهبردارهای قوی سزامی باشیم.
* جایگاه هستهای ایران را در میان کشورهای اسلامی، منطقه خاورمیانه و جهان چگونه رتبهبندی میکنید؟
-آقامیری: در میان کشورهای اسلامی از نظر فناوری هستهای، ایران دارای مقام اول است و تردیدی در این خصوص ندارم. پاکستان در این خصوص تلاشهایی را داشته است اما جهتگیریاش در خصوص ساخت سلاح بوده است. امروز در بحث ساخت سلاح از طریق فناوری هستهای پاکستان دارای جایگاهی است اما در بحث کاربرد انرژی هستهای، تربیت نیرویانسانی و بهرهگیری از این تکنولوژی ایران جزو کشورهایی است که از پاکستان پیش است.
در منطقه خاورمیانه البته به غیر از رژیم اشغالگر قدس، ایران صاحب رتبه اول است اما در آسیا متاسفانه کشورهایی مانند کرهجنوبی و ژاپن به کمک آمریکا بهرهبردار انرژی هستهای هستند اما خوشحالم که اعلام کنم ایران یکی از کشورهایی است که میتواند در شرایط کنونی به ژاپن در خصوص آسیب نیروگاه فوکوشیما کمک کند و این امر نشان میدهد که توانایی کاربردی و بهرهگیری ایران شاید از ژاپن بالاتر است چرا که سیستم هستهای آنها را کشورهای دیگر طراحی کردهاند اما کارشناسان ایرانی به راحتی میتوانند با این فاجعه روبرو شوند و این مشکل کشور ژاپن را حل کنند.
*در خصوص سونامی و زلزله ژاپن و آسیب نیروگاه فوکوشیما، اعلام میشود که مواد رادیواکتیو در حال تشعشع است. آیا این موضوع مشکلی برای منطقه ایجاد خواهد کرد؟
- آقامیری: هیچ چیزی را نمیتوان پیشبینی کرد اما سونامی که در ژاپن روی داد و از طریق رسانهها در جهان پخش شد نشان داد که در محدوده اولیه خود بسیار شدید است. مواد رادیواکتیو وقتی پخش میشود و پیشروی میکند، هر چه دورتر میشود درصد خطر آن کمتر میشود اما امروز جریان باد و حجم مواد رادیواکتیو نیز میتواند موثر باشد. متاسفانه با توجه به اینکه شنیدهام فرانسه نگران حضور این مواد در ابرهاست اگر جریان باد کمک حال نباشد ما خطری نخواهیم داشت اما اگر جهت باد با توجه به نیمه عمر این مواد در فضا به این سمت باشد باید نگران باشیم اما خوشبختانه تا امروز هیچ نگرانی وجود ندارد اما با توجه به اینکه این مواد از محل اصلی به آمریکا منتقل شده و با جریان باد به اروپا رسیده است باید گوش به زنگ و هوشیار باشیم تا اتفاقی در ایران روی ندهد البته همکاران در سازمان انرژی اتمی در این خصوص پیگیریهای لازم را انجام میدهند.
* با توجه به تحریمهای موجود علیه کشورمان، پیشرفتهای هستهای را چگونه ارزیابی میکنید و مؤلفههای افتخارات ایران در بحث هستهای چیست؟
- آقامیری: امروز ایران در شرایطی است که به عنوان یک کشور هستهای مستقل مطرح است و این بزرگترین پیشرفتی است که ما داریم.
پیشرفتهای هستهای ایران عزت و افتخار ملی برای ملت ایران آفریده است. کشورمان با تحریم و گرفتاری روبرو بوده است اما علیرغم این تحریمها امروز یک کشور هستهای هستیم و این امکان به وجود آمده که به صورت مستقل روی پا خود و در سطح جهان رقابت کنیم. مطئمن هستیم که به زودی جهان، کشورمان را به عنوان یک کشور هستهای به رسمیت خواهد شناخت چون مجبور به این اقدام است.
ایران امروز یک کشور هستهای مستقل و روی پای خود است که در همه زمینههای هستهای کارشناسان و متخصصانی دارد. ایران در زمینه تربیت نیرویانسانی و کاربرد در معرض خودکفایی است. در زمینه چرخه سوخت نیز سیلکت کامل شده و در حال بهرهگیری است و باید به فاز صنعتی روی آوریم. رئیس سازمان انرژی اتمی اعلام داشت که ایران قصد دارد سوخت صادر کند و این توانایی وجود دارد و با گسترش کمی میتوانیم به این مهم دست پیدا کنیم.
*در حال حاضر در برخی از دانشگاههای مادر، دانشکدههای مهندسی هستهای فعالیت دارند. از نظر شما تعداد این دانشکدهها، دانشجویان و اساتید آن کفایت میکنند؟
- آقامیری: دانشکدههای فنی، دانشکدههای پرهزینهای هستند. مثلا یک دانشکده فنی از نظر هزینه با 4 تا 5 دانشکده علومانسانی برابری میکند و طبیعتا دانشگاههای مادر نگران هستند که این دانشکدهها را راهاندازی کنند. دانشکدههای هستهای در دانشگاههای فنی هزینههای بالایی نسبت به سایر دانشکدههای فنی دارند و لذا برای ایجاد دانشکدههای هستهای با نگرانی مواجه هستیم و این نگرانی ناشی از عدم پشتیبانی مناسب از جانب مسئولان دانشگاههاست و به همین دلیل تنها 3 تا 4 دانشگاه توانستهاند دانشکده هستهای را ایجاد کنند.
از سوی دیگر شدیدا با نیرویانسانی متخصص برای کادر آموزشی و با محدودیت روبرو هستیم. متاسفانه در برخی دانشگاهها زمزمه اینکه دانشکدههای هستهای خطرات امنیتی دارند نیز مطرح شده و به همین دلیل محدودیتهایی را برای گسترش دانشکدههای هستهای در سطح کشور داریم اما در حال حاضر برای شرایط فعلی کشور این تعداد دانشکده هستهای و دانشکدههایی که ظرف یک تا 2 سال آینده راهاندازی میشوند کفایت میکند.
*به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی دانشکده مهندسی هستهای، انتظارات شما از مسئولان و وزارت علوم چیست؟
- آقامیری: مشکلات آموزشی همه دانشکدهها مشترک است. منتهی هزینههای بالای تجهیز آزمایشگاههای دانشکدههای هستهای، فشارهایی که اعضای هیئت علمی این دانشکدهها دارند، مشکلات امنیتی که اعضای هیئت علمی این دانشکدهها با آن درگیر هستند وجه تمایزی میان این دانشکدهها با سایر دانشکدهها پدید آورده که فکر میکنم وزارت علوم به آن آشنایی دارد اما لازم است تا قدمهای عملی در این خصوص بردارد تا بتوانیم در گسترش دانشکدههای هستهای با فراغ بال پیش برویم. فکر میکنم مشکلات اعضای هیئت علمی دانشکدههای هستهای مقداری با سایر اعضای علمی دانشگاهها متفاوت شده است.
*آیا دانشکدههای هستهای کشورمان با دانشکدههای هستهای کشورهای غربی برابری میکنند؟
- آقامیری: دانشکدههای هستهای ایران نسبت به دانشکدههای هستهای غربی از نظر تجهیزات کمبودهایی دارد. به دلیل فشارهای سیاسی علیه ایران گاهی اوقات دسترسی و تبادل اطلاعات میان دانشمندان ایران و سایر کشورها با محدودیت روبرو میشود و حتی مقالات دانشمندان ایرانی با محدودیت به چاپ میرسد اما با چنگ و دندان سعی میکنیم شرایط خود را به روز کنیم و شرایط خود را با شرایطی که آنها در خصوص راکتور، پرتو پزشکی، کاربرد پرتوها و چرخه سوخت است یکی کنیم.
محققان هستهای کشورمان سعی میکنند همیشه آخرین اطلاعات هستهای را داشته باشند و علیرغم تمامی تحریمها و فشارهای خارجی تعداد مقالات هستهای که امروز از یران به کشورهای دیگر ارسال میشود بالاست و ارزیابی داخلی و خارجی از این مقالات نشان میدهد که ایران از بسیاری از کشورهای توسعهیافته عقب نیست.
*فارس: کشورهای قدرتمند و دارای فناوری هستهای طی 40 تا 50 سال به رشد رسیدهاند. ایران ظرف چند سال خود را به این حد از پیشرفت هستهای رسانده است؟
- آقامیری: از نظر نیروی انسانی ایران در طول 30 تا 40 سال به این حد از پیشرفت رسیده است یعنی اکنون 40 سال است که در دانشگاه صنعتی شریف و تهران در بخش انرژی هستهای نیروهایی تربیت شدهاند اما شتاب کند بوده و شیب بسیار ضعیفی داشته است اما طی 10 سال گذشته و به خصوص 6 تا 7 سال پیش، از نظر هستهای جهش داشتیم و تحولاتی در این عرصه به وجود آمد.
در سال 86 دولت دستگاههای مربوطه را موظف کرد تا پول سنگینی برای تجهیز دانشکدههای هستهای اختصاص دهند و اگر این امر محقق میشد اکنون شرایط مطلوبتری پیدا میکردیم چون در سال 86 تحریمهای علیه ایران به شدت فعلی نبود و میشد تجهیزات هستهای برای دانشگاهها فراهم کرد اما امروز متاسفانه تحریمها شدیدتر شده است.
ایران در بحث هستهای در 8 تا 10 سال اخیر جهش داشته است و به خصوص در 6 تا 7 سال گذشته در این خصوص برای رسیدن به شرایط مطلوب حالت پروازی داشتیم.
*وضعیت علمی ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
-آقامیری: ایران طی 10 تا 15 سال گذشته رشد علمی 250 درصدی داشته است البته این مسئله به این معنی نیست که ایران از نظر علمی از سایر کشورها پیش است. مقام معظم رهبری اعلام داشتند که ایران از نظر علمی رشد بالایی داشته است و این سخن بزرگی است یعنی ایران از نظر رشد در سطح جهان اول بوده و آهنگ و تحولات ما نسبت به گذشته با شیب تندتری در حال حرکت است. اتفاقی در ایران افتاده که کمتر به آن توجه میشود و آن دیدگاه مقام معظم رهبری است. رهبری 10 سال است که جنبش نرمافزاری را مطرح میکنند اما شاید 60 تا 70 درصد رهبران جهان نمیفهمند که مقام معظم رهبری به چه مسئله علمی تاکید دارند.
رهبر معظم انقلاب جهاد علمی، توسعه شرکتهای دانشبنیان و توسعه مباحث علمی را شخصاً پیگیری میکنند و این حضور و پیگیری ایشان منجر به ایجاد معاونت علمی ریاستجمهوری و بنیاد ملی نخبگان شد.
مقام معظم رهبری شخصا پیگیر مسائل دانشگاهها هستند و این امر یکی از نکات مثبتی است که ایران دارد و رهبری عالمانه ایشان در بحث علم و مدیریت علمی مایه مباهات است که سایر کشورها از آن محروم هستند. دغدغهای که مقام معظم رهبری در مباحث علمی دارند حتی بسیاری دانشگاهیان این دغدغه را ندارند. این شرایط در ایران منجر به بالا رفتن نرخ رشد علمی کشور شده است و نرخ تولید علم را نیز بالا برده است.
در بخش تولید علم و شرایط علمی احساس غرور میکنم اما با پتانسیلهایی که مردم کشورمان دارند احساس میکنیم که قدرتمند پیش نمیرویم اما در مقایسه با کشورهای جهان و پیشرفته در بحث تکنولوژی دچار نقصان هستیم. ما از بسیاری از ابزاری که سایر کشورها دارند محروم هستیم. پیشرفتهترین تجهیزات را در حال حاضر کشورهای اروپایی مورد استفاده قرار میدهند اما ما باید این تجهیزات را در کشورمان به وجود آوریم و سپس استفاده کنیم و این مشکلی است که قدرت رقابت را از ایران میگیرد.
مقام معظم رهبری سال گذشته در بخش علومانسانی تذکری داشتند که تذکر بزرگی بود. نقایصی که در بخش فنی و تکنولوژیهایی داریم در بخش علومانسانی نداریم اما باید در بخش علومانسانی تذکرات مقام معظم رهبری و تغییر شرایط کنونی را به وجود آورده و جهش را پدید آوریم. در بخش علومانسانی با توجه به قدرتی که در گذشته داشتهایم، میتوانیم در سطح جهان اول باشیم که متاسفانه با محدودیت روبرو هستیم.
*فارس: رشد علمی ایران 11 برابر متوسط جهانی است، بر این اساس آینده علمی آینده را چگونه ارزیابی میکنید؟
- آقامیری: نرخ رشد علمی ایران بسیار خوب است اما در نظر بگیرید همانطور که مقام معظم رهبری به این حد از رشد راضی نشدند ما هم نباید راضی باشیم که نرخ رشد علمی ایران 11برابر سرعت داشته است.
ایران دارای جمعیت جوان است که در حدود سی و چند میلیون نفر هستند و برابر 5 تا 6 کشور جهان نیروی جوان داریم. از سوی دیگر در سطح جهان اعتقاد بر این مسئله است که نیرویانسانی و جوانان ایرانی استعدادها و تواناییهای بالایی دارند. دانشگاههای ایرانی مملو از جمعیت جوان است. حضور 5 تا 6 میلیون دانشجو در دانشگاهها در هیچ کشوری وجود ندارد.
طبیعتا نرخ رشد علمی ایران باید تغییر پیدا کند و باید از امروز مدرکگرایی از زندگی مردم کشورمان خارج شود. یکی از معضلات کشور بحث مدرکگرایی است اما این نرخ رشد مورد رضایت کامل مقام معظم رهبری نیست پس باید با توجه به تواناییهای کشور و نیروی جوانی که در اختیار داریم هرچه بیشتر تلاش کنیم.
* دانشجویانی که در دانشکدههای هستهای مشغول تحصیل هستند، نخبگان بخش دانشجویی کشورند. آیا برای ارتقای تحصیلی و اشتغال آنان فکری شده است؟
- آقامیری: تمامی دانشگاههای کشور در یک سطح توانایی و نخبگی هستند. دانشجویان مهندسی هستهای در دورههای کارشناسیارشد و دکتری تحصیل میکنند و طبیعتا فیلترهای لازم را گذارندهاند و وارد مجموعه شدهاند. سعی داشتیم تا زمینه ادامه تحصیل را حتی در مقطع دکتری برای این دانشجویان فراهم کنیم و به این مهم نیز دست یافتهایم و هر دانشجویی که در رشته مهندسی هستهای علاقهمند به ارتقای تحصیل باشد زمینه آن فراهم شده است البته برخیها علاقهمند هستند در رشتههایی که کمتر حساسیت است مانند پرتوپزشکی و کاربرد پرتوها در خارج از کشور تحصیل کنند اما در رشتههای هستهای که حساسیتهایی وجود دارد سعی داریم نیروهای انسانی را در داخل کشور تربیت کنیم و خوشبختانه با توجه به رشد تکنولوژی هستهای با هیچگونه مشکل اشتغال برای اینگونه دانشجویان رو به رو نیستیم.
*در آستانه روز ملی فناوری هستهای هستیم. آینده هستهای ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
- آقامیری: اعلام 20 فروردین به عنوان روز ملی فناوری هستهای براساس اولین دستاورد هستهای ایران بود و آن روز خوشحال بودیم که در بخش کوچکی از انرژی هستهای صاحب قدرت شدیم و امروز و پس از گذشت 5 تا 6 سال، در تمامی زمینههای هستهای دارای قدرت هستیم و چرخه سوخت و کاربرد تکمیل شده و در صنایع مختلف میتوانیم از این فناوری بهرهگیری کنیم. به نظر من روز ملی فناوری هستهای روز نمود اراده ملی ایران برای بهرهگیری از حقی است ما را از آن دور کرده بودند. غرب سعی داشت ما را از حقوق هستهای دور کند اما قبول کردیم که این مسیر را طی کنیم. روز ملی فناوری هستهای نمود یک اراده ملی و مظهر غروری است که مردم ایران داشتند تا به این فناوری برسیم و از سدها و مشکلات گذر کنیم.
*وزارت علوم در دولت دهم حرکتهای جهشی و مناسبی داشته است و سعی دارد فعالیتهای کلان علمی را کلید بزند. نظر شما در این خصوص چیست؟
- آقامیری: وزیر علوم دولت دهم به نسبت دولت نهم از یک هوشیاری و تیزبینی بالاتری برخوردار است. وزارت علوم تقریبا به سویی بازگشته تا مباحث زیربنایی و اصلی را حل کند. وزیر علوم دولت دهم سعی داشته نقش خود را در این خصوص به خوبی اجرا کند و بزرگترین نکتهای است که در وزارت علوم عملی شده است اما اینگونه فعالیتها در وزارت علوم دولت نهم موجود نبود. احمدینژاد سعی داشت در دولت نهم افرادی را انتخاب کند تا حرکتهای فعالی انجام دهند اما ما حرکتی مشاهده نکردیم اما در دولت دهم تاکنون قدمهایی برداشته شده و تفکراتی حاکم است که مبنی بر تغییرات زیربنایی در حوزه وزارت علوم است و فکر میکنم قدمهای خوب و مثبتی در این خصوص برداشته شده است.
*فارس: آقای دکتر! شما به عنوان جانشین شهیدان علیمحمدی و شهریاری در شورای بینالمللی سزامی حضور دارید؛ درباره این 2 شهید بزرگوار اگر سخنی دارید بفرمائید.
- آقامیری: این دو استاد شهید بزرگوارانی بودند که کشورمان آنان را از دست داد. آنهایی که با شهید علیمحمدی آشنایی داشتند و همکار وی بودند میدانند شخصیت دوگانهای داشت یعنی انسانی معنوی و علمی بود. شاید تصویرهایی که از تشرف حج وی وجود دارد نشانگر معنویت و خضوع این شهید است.
همیشه شهید شهریاری را به عنوان انسانی جامع و معلم جامع معرفی میکنم. شهید شهریاری معلمی بود که به دانشجویان دین و علم آموزش میداد. در شاخههای علمی که شهید شهریاری ورود پیدا کرده بود و نسبت به آنها علم داشت کمتر افرادی میتوانند جایگزین شوند.
شهید شهریاری فردی پرهیزگار و متقی بود. اینکه از وی به عنوان فردی که اهل نمازشب بود تعریف کنم یک عنوان نیست بلکه یک معیار است. شهید شهریاری انسانی بود که در تمامی امورات زندگی خود تقوا و دینداری را به عنوان اصل قرار داده بود. شهید شهریاری در آموزش، تربیت و همکاری با دانشجویان تلاش داشت و همیشه سعی میکرد برای دانشجویان انگیزه ایجاد کند و حتی در میان همکاران خود نیز انگیزه ایجاد میکرد. شهید شهریاری انسانی ویژه بود و دشمن هم خوب شناخت و یکی از بهترین نیروهای ما و بهترین گل این باغ را چید که تا بخواهیم جایگزینی برای وی انتخاب کنیم دهها سال طول خواهد کشید.
در پایان اگر مطالبی دارید بفرمایید.
اطلاعات مقام ارشد نظامی ایران از جمعآوری اسناد سری کشورهای منطقه توسط آمریکا
یک مقام بلندپایه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران گفت: آمریکاییها با وحشت از انقلابهای مردمی در کشورهای منطقه در حال جمعآوری اسناد طبقهبندی شده و تجهیزات حساس این کشورها و انتقال آن به ایالات متحده هستند.
به نقل از معاونت فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستادکل نیروهای مسلح، یک مقام بلندپایه نیروهای مسلح در پی اوجگیری دامنه انقلابهای مردمی در منطقه و ناکامی دیکتاتورها و حکام وابسته به غرب با پردهبرداری از توطئه جدید آمریکاییها اظهار داشت: کاخ سفید و لابی پشت صحنه جنایات اخیر در منطقه با وحشت و هراس از قیام ملتهای منطقه علیه دیکتاتورهای تحت حمایت غرب به دنبال جمعآوری اسناد طبقهبندی شده و تجهیزات حساس این کشورها و انتقال آن به ناوهای جنگی مستقر در آبهای منطقه است.
وی افزود: آمریکاییها با نگرانی از تکرار تجارب تاریخی گذشته در به کارگیری معکوس اسناد محرمانه و تجهیزات حساس کشورهایی که با انقلاب مردمی به استقلال و آزادی از قید سلطه قدرتهای زورگو استکباری دست یافتهاند این اقدام را طراحی کردهاند.
این منبع آگاه اطلاعاتی با برشماری مصادیقی از بهکارگیری اینگونه اسناد و تجهیزات توسط ملتها علیه دولتهای سلطهگر و افشای اهداف پلید آنها مقصد ارسال این اسناد و تجهیزات را سرزمین ایالات متحده آمریکا دانست و تصریح کرد: بر اساس اخبار و اطلاعات موثق ارتش آمریکا در صدد است پس از جمع آوری اسناد و تجهیزات و سختافزارهای حساس، آنها را از طریق ناوهای مستقر در منطقه به آمریکا منتقل کنند تا از دسترس مردم آزادیخواه و استکبار ستیز و دولتهای مردمی آینده این کشورها در امان بمانند.
وی با تقبیح حمایت وقیحانه آمریکاییها از ادامه سیاست سرکوب و وحشیگری دیکتاتورهای منطقه علیه ملتهای حقطلب و عدالتخواه مسلمان و پیگیری رویکردی فریبکارانه در صحنه تحولات جاری منطقه گفت: روند حوادث و رخدادهای جاری نشان میدهد که آمریکاییها امروز دروغگوترین و منفورترین دولتهای جهان است و شعار دفاع از حقوق بشر و نیز دخالت در سرزمینهای دوردست برای ایجاد دموکراسی و آزادی ملتها ابزاری برای توجیه تفکر شیطانی و رفتار غیرانسانی آنان برای غارت منابع و ثروتهای ملل و جوامع دیگر است.
این مقام ارشد اطلاعاتی ماهیت قیامهای مردمی در تونس، مصر، یمن، بحرین و لیبی را اسلامی دانست و با اشاره به اینکه ملتهای منطقه با الهام از الگوی انقلاب اسلامی در حال ورود به مقطع تاریخی جدیدی به نام شکل گیری خاورمیانه اسلامی هستند، تأکید کرد: آمریکاییها از یک سو خروج تجهیزات حساس کشورهای منطقه را در دستور کار خود قرار دادهاند و از سوی دیگر با افزایش نیرو و جنگ افزارهای خود در منطقه با سرکوب قیامهای مردمی و به خاک و خون کشیدن انسانهای بیگناه و بیدفاع تحقق الزامات امنیتی خود در این کشورها را دنبال میکنند. این در حالی است که باید بدانند در آیندهای نزدیک کابوس ویتنام برای آنها تکرار خواهد شد و در زمان فرار، سرعت ناوهای آنان هرگز سریعتر از سرعت خشم و کینههای مقدس و ضداستکباری مردم نخواهد بود و آنها باید به عاقبت خود بیندیشند.
شناسایی نقشه نهایی آمریکا برا ی مقابله با ایران
در این مقاله مطالب ویژه ای راجع به افول نظام استکباری گفته شده است که عوامل قبلی و اسبق دیپلماسی کشور ضمن واکنش شدید آن را به (استراتژی باغ وحش)تشبیه و افول نظام امریکائی را در ده سال اخیر غیر قابل امکان دانستند و علیرغم آن که تمامی پیش بینی های علمی آن بر مبنای استراتژی حضور مستقیم طراحی گردیده بود از هرگونه چاپ و انتشار آن خود داری کردند. در این مقاله که نظریات آن در سال 83 تدوین و در سال 85نیز مجددا برای تدوین راهبردی ارائه گردیده است به طرزی عجیب تغییرات رژیم های جهانی پیش بینی گردیده است و راه های مقابله با آ ن نیز ذکر شده است ضمن آن که به راحتی صحت پیش بینی ارائه شده در سیاست امریکائی تغییر رژیم (regime change) چه با براندازی نرم و چه با زور را در آن ملاحظه می نمائید.
شناسایی نقشه نهایی آمریکا برا ی مقابله با ایران
استراتژی شیرِ پیر

فصل اول
مقدمه:
پس از نبردهای آمریکا علیه کشورهای خاورمیانه به بهره گیری از روی دادن حوادث یازدهم سپتامبر سال 2001 آمریکا و جهان که منجر به تغییرات اساسی در نظام سیاسی خاورمیانه به ویژه در عراق و افغانستان گردید، چشمان تمامی سیاستمداران جهان به یک نکته معطوف بود که سرانجام ایران که در مثلث شیطانی معرفی شده از سوی رئیس جمهوری آمریکا جایگاه ویژه ای داشت چه خواهد شد؟
عده ای با مفروضات نه چندان واقع گرایانه ای مانند تکیه بر تماسهای مختصری که بین اعضاء دیپلماتیک دون پایه ایرانی و امریکائی برقرار می گردید و یا همکاری بین نیروهای نظامی ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ افغانستان و عراق، سرنوشت ایران را در این قائله فارغ از دشمن و جدال مغلطه آمیز سیاسی و یا نظامی دانسته و نتایج بحرانهایی چون بحران هسته ای در سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران را حاصل اختلافات تاکتیکی در سیاستگذاری می دانستند که به زعم ایشان بتدریج و با مرور زمان برطرف می گردد.
اما نکاتی چون اختلاف دیرینه امپریالیسم با اسلام شیعی وآزادیخواه، وجود یک کانون گسترش یابنده اسلام شیعی در ایران، وجود مراکز نظامی ضد آمریکایی چون سپاه پاسداران انقلاب و اسلامی و بسیج سپاه و یا شکل گرفتن حرکتهای مردمی و نیروهایی با عنوان استشهادی، وجود منابع غنی نفت وگاز، اختلاف عمیق سیاسی و شکاف استراتژیک بین منافع آمریکا در منطقه با سیاستهای راهبردی ایران مواردی نبودند که آمریکا بتواند به سادگی از آن عبور نماید. این طبیعی بود که امریکا پس از گذار از یک مسیر بسیار پر هزینه از لحاظ جنگ سیاسی، اقتصادی و نظامی با عراق و افغانستان هم اکنون نمی توانست کانون بحران منطقه ای تولید شده توسط خود را به فراموشی بسپارد وطبیعی است که بسیاری از اقدامات اجرایی و دیپلماتیک آمریکا در خلیج فارس و حتی تا حدودی در کل منطقه خاورمیانه تنها در صورتی قابل پیاده شدن بوده و هست که همکاری تنگاتنگی در این خصوص با نظام جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. این همکاری تنگاتنگ همان چیزی بودکه با توجه به زیاده خواهی و سیاستهای ضد ایرانی امریکا هرگز به وجود نیامد.
آمریکا که کانون فشارهای سیاسی را برای فشار از بالا(سطح بین الملل و جهانی)، بحث انرژی هسته ای قرارداده و با توجه به نگرانی های بین المللی در خصوص توسعه تسلیحات هسته ای با نفوذ بر سازمانهای بین المللی منافذ سیاسی (Politic Pore) خاصی را به نفع خود بوجود آورده بود حتی در دولت اصلاحات نیز نتوانست ایران را به باج دهی وادار کند. لذا آمریکا که نتوانسته بود اریکه فرماندهی منطقه را علیرغم پرداخت هزینه های فراوان در عراق و افغانستان به دست آورد تصمیمی بسیار جدی در اواخر سال 2003 اتخاذ نمود تا طی آن با ایجاد بلوک بین المللی از طریق تحریم های پیش بینی شده در قطعنامه هایی با قالب شورای امنیت سازمان ملل، کنترل فعالیتهایی سیاسی و اجرایی منطقه خلیج فارس را بدست گیرد و از طرفی با ایجاد نگرانی در سازمان های منطقه ای و قاره ای مانند اتحادیه اروپا و یا اتحادیه عرب به تضعیف ایران بپردازد.
سوالی که در این جا بوجود می آید آنست که هدف امریکااز تضعیف ایران چیست؟ مگر ایران یک کشور در حال توسعه (Under developing) با امکانات متوسط نیست که شرکای منطقه ای و جهانی در خوری ندارد؟ پس چه چیز آمریکا را وادار به مقابله با ایران می نمود؟ از طرفی آیا دلیل خاصی وجود دارد که امریکا را از مقابله مستقیم با ایران مانند آنچه که در مورد عراق اتفاق افتاد برحذر می دارد!؟
فصل دوم
مفروضات طبیعی
الف) استراتژی شیرپیر
شیر حسب متون علمی از درنده ترین و قویترین گربه سانان حیات وحش است . این جانور نیز مانند تمامی موجودات کهنسال دارای سیاست های بسیاری است که هر گونه آسیب می تواند مصادف با عدم توانایی در شکار و در نهایت مرگ شیر منجر گردد. لذا شیر در سنین کهنسالی برای شکار دست به اقدامات جالبی می زند 1- از شکار حیوانات بسیار قوی می پرهیزد 2- گاهی به مرده خواری روی می آورد 3- در مورد شکار بر خلاف حمله بی محابا در جوانی ابتدا به زخمی و تضعیف نمودن شکار و سپس از پای درآوردن آن روی می آورد در این هنگام چنانچه تعداد شرکای شکار که اغلب به همراه هر شیر تعدادی شغال، روباه و یا موجودات دیگر هستند زیاد باشد شکار را برای آنها رها می کند حتی اگر قسمت کوچکی به خود وی رسیده باشد و این سبب می شود که تنها کمی بیشتر به زندگی ادامه دهد.
الف – 1) آمریکا و مشابهت ها
با مطالعه این متون به آسانی می توانت دریافت که شرایط عملکردی آمریکا در حال حاضر چقدر به این استراتژی شبیه است. آمریکا از مقابله با اتحادیه اروپا، کشورهای ابرقدرت، روسیه، چین و ... می پرهیزد و به راحتی با کره شمالی صلح می کند. به کشور فاقد ملت و نیروی نظامی منسجم و یا یک نظام سیاسی مرده مانند افغانستان حمله می کند! با نیروهای ائتلاف به جنگ با یک دشمن ضعیف مانند عراق پرداخته و 12 سال رابین عملیات طوفان صحرا تا نبردهای نهایی با عراق صبر می نماید و با قوانینی چون تصویب قانون نفت در برابر غذا به تضعیف هرچه بیشتر آن روی می نهد و سپس به این کشور حمله می کند و علیرغم پیروزی ظاهری به دلیل وجود حریفان قدتمند تنها به تکه ای کوچک از آن در مرکزیت عراق قناعت می کند و البته این اوضاع آمریکا رو به افول است.
ب) علل عمده افول قدرت و پیری سیاسی نظام آمریکا
ب-1) نظام ماتریالیستی سیاسی آمریکا
نظام قدرت در آمریکا مبتنی بر محورهای قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی(زور به همراه زور یا مقابله قدرت) است که هر دو دارای تعاریف مادی و ظرفیت پذیر هستند. همانطور که نمی توان یک لیوان رابیش از حد ممکن پر نمود و مازاد بر ظرفیت آن سرریز می کند بیش از محدوده مادی در قدرت یک نظام سیاسی واقتصادی نمی توان به آن اهمیت سیاسی و یا اقتصادی بخشید. ایجاد روند های جهانی شدن به این مفاهیم هم پایان بخشیده و تمامی ظرفیت جهانی پذیرش قدرت و اقتصاد در این مبحث تعریف شده است. لذا هر قدر که به روند های جهانی شدن نزدیک می شویم مفهوم هدایت و راهبری جهانی نیز از طریق یک دولت کم رنگ تر می شود(کثرت در وحدت). از طرفی طبق قوانین فیزیکی، منطقی و فلسفی ظهور پدیده مصادف با ظرفیت سازی برای آن است لذا اصولا" ظرفیت های مادی تغییر ناپذیرند یعنی نمی توان جهان را از اینکه هست برای آمریکا بزرگ تر و یا کوچک تر نمود و اگر چنین امری امکان پذیر بود آن جسم بزرگ و یا کوچک تر دیگر کره زمین نمی بود لذا حتی اگر آمریکا همچنان و با تمام سرعت در جهان پیشرفت سیاسی و اقتصادی نماید درزمانی بسیار نزدیک از لحاظ تاریخی افول خواهد کرد.
ب- 2) ناپایداری نظام تک قطبی جهانی
اصولا" در قوانین فیزیکی اجسام همواره دارای ابعاد متعددند و یک بعد به تنهایی معنی ندارد. نظامهای سیاسی نیز اینگونه اند بطور مثال اگر شوروی سابق نمی بود چگونه امریکا باید ثابت می نمود که جهان نیازمند حمایت یک کشور قوی و آزاد در مقابل یک نظام کمونیستی بسته و محدود است و این یعنی آنکه اصولا" باید بدی (شر) باشد تا خوبی معنا پیدا کند و این فلسفه آفرینش بدیها ست. آمریکا بعد از اضمحلال شوروی سابق و از ابتدای دهه نود تاکنون بدنبال دشمنی می گردد که خود را در مقابل آن حافظ منافع جهانی و ابر قدرت یکه تاز نشان دهد و با نیافتن این دشمن ضرورتا نیاز به یک متولی جهانی رنگ می بازد و لذا مفاهیم اصلی راهبری جهانی در ابعاد تک بعدی نا مفهوم می گردد.
ب-3) انتخاب اسلام به عنوان دشمن فرضی
از بزرگترین اشتباهات سیاستمداران آمریکایی دراواسط دهه نود آن بود که از اسلام و اسلام گرایی به عنوان دشمن فرضی یاد نموده و با منابع حقیقی آن مانند برخی مقدسات اسلامی به مقابله پرداختند و غافل از آنکه این فرض از بنیان غلط است چرا که آنها غافل بودند که با ضربه زدن به منابع مادی دنیای اسلام هر گز نخواهند توانست به منابع معنوی اسلام صدمه زنند و این مفروضی قطعی است. لذا فاز طراحی عملیات آفندی ایشان علیه دشمن فرضی نادرست است و از این فاز نادرست نتیجه مناسبی عاید ایشان نمی گردد.
ب-4) بلوغ نظام علمی، اقتصادی و سیاسی و اجتماعی درون آمریکا
این یعنی آنکه آمریکاییها در همه موارد فوق الذکر چه خوب و چه بد (از دید گاه کش رما) به جایی رسیده اند که دیگر بیش از این نمی دانند که می کنند!!
ج) جایگاه ایران
ایران با 000/648/1 کیلو متر مربع مساحت و بیش از 70 میلیون نفر جمعیت دارای جایگاه 42 کشورهای جهان از لحاظ وسعت و جایگاه 38 جمعیت است. ایران کشوری بر خوردار از منابع طبیعی به ویژه نفت (جایگاه سوم جهان) و گاز جایگاه (جایگاه دوم جهان) می باشد. موقعیت ژئواسترتژیک خاک ایران در ناحیه جنوب غربی آسیا و ارتباط آن بین مناطق شرق و غرب آسیا، کشورهای تازه استقلال یافته و آبهای آزاد سبب شده است که از دیر باز خاک ایران مورد طمع وسیع بیگانگان قرار گیرد. با توجه به ضریب هوشی به طور میانگین 108 برای مردم ایران و روحیه استقلال طلبی، هیچ دشمنی هرگز نتوانسته است علی رغم سنگین ترین ظلم و کشتارها در ایران این خاک را تحت سیطره مداوم خود در آورد. این دشمنی با تمامی ابعاد نوین آن علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در30 ساله اخیر برای اشغال و یا براندازی حکومت آزمایش شده و علیرغم تلاش همه جانبه استکبار هرگز به نتیجه نرسیده است.
همانطور که در تعاریف(سناریو کتاب ریسک تعمیم سازی هسته ای ایران از دیدگاه امنیت بین الملل) آمده است ایران هم اکنون در جایگاهی است که به لحاظ پدافند زمینی امکانات و نفرات جزء بهترین و صاحب سبک ترین ارتشهای جهان است و نیروی هوایی آن نیز در جایگاه مناسبی قراردارد به علاوه استعداد نیروهای ویژه عملیاتی آن از لحاظ درون مرزی و برون مرزی دارای اهمیت است که به شکل گسترده درهمان کتاب توصیف شده است. با توجه به موارد یاد شده و نیز ساختار فرماندهی انعطاف پذیر، ایران کشوری نیست که با یک حرکت مات شود.
د) شیر پیر ضربه پذیر است
با توجه به بنیاد اقتصادی حکومت آمریکا امروزه کشورهای دیگر با تشکیل اتحادیه های منطقه ای چون اتحادیه اروپا و یا جنوب شرق آسیا (آسه آن) به فکر تشکیل قطبهای اقتصادی هستند. وجود نظام متمرکز در اتحادیه اروپا برای اداره امور اقتصادی و همپوشانی های اقتصادی سبب شده است تا ارزش افزوده کالا و تجارت دراروپا نسبت به آمریکا پیشی گرفته بدین ترتیب ارزش یورو نسبت به دلار فزونی یافته است. پیش نهاد تشکیل قطبهای عربی، پول جهانی، جنگ اقتصادی وابسته به نیروی کار ارزان توسط چین با نظام امپریالیسم و نیاز کشورهای دیگر به نظام اقتصادی پیشرفته برای پاسخگویی به جمعیت سبب شده است که سقوط قدرت اقتصادی با سرعتی بیش از پیش اتفاق بیافتد. به لحاظ قدرت نظامی برتر، آمریکا از پایان جنگ سرد به دنبال ایجاد کانونهای منطقه ای متضاد هم مرز و در صورت نیاز انجام مداخله نظامی بوده است چرا که تحلیل گران پنتاگون و اداره مشترک نظامی بر این باور بوده اند که این کانون های هم مرز به تدریج یک دیگر را خنثی نموده و در نهایت راه برای تسلط آمریکا و نظام جهانی گشوده می شود. مثال روشن این مطلب بحث تشکیل کانونهای منطقه ا ی آسیایی با هرم کالاهای استراتژیک (مانند سوخت در اتحادیه عرب)، بحران امنیتی منطقه ای (مانند لیبی، عراق و کره شمالی) و بحران امنیتی بین الملل (مانند ایران و عراق) و قرار دادن آن در مقابل کانونهای شرق آسیا و یا اتحادیه اروپا بوده است که به هر حال با دامن زدن به هر یک از این بحرانها بخشی از فرآیند تسلط به جهان دستیافتنی می شود. تشکیل (خاورمیانه بزرگ)که می تواند کانون متضاد هم مرز برای اتحادیه اروپا و شرق آسیا باشد از جمله پلانهای نزدیک آمریکا برای خنثی سازی قدرتهای یاد شده است و با مشغول شدن این کانونها به یکدیگر و رقابت آنها درمسائل مختلف، اقتصادی، امنیتی و
نظامی، آمریکا در حاشیه ای امن قرار می گیرد و بدین ترتیت بستر لازم برای سلطه آمریکای (به زعم خود) بزرگ و با اقتدار بدست کشورهای دیگر فراهم می شود. ایران شاید از آخرین نقاط باز مانده قابل اتکا برای ممانعت ازتسلط آمریکا بر گلوگاه های استراتژیک و داغ جهانی و درنهایت ممانعت از فروپاشی طبیعی اداره جهان است و اگر کشورهای دیگر به ویژه کشورهای قدرتمند شرقی و یا اروپاییان این نکته را درک کنند که حفظ ایران ضامن حفظ بقا و عدم تجاوز به آنها در مراحل بعدی توسط امریکا است هرگز در جهت مبارزه با ایران بر نمی خیزند.
با توجه به شکستهای اقتصادی اخیر امروز شیر پیر بسیار ضربه پذیر است و کافی است جهان برخی کالاهای ویژه صادرات آمریکایی را تحریم کند تا با ایجاد یک شوک اقتصادی زمینه بحران های سیاسی و اجتماعی درآمریکا پدید آید. شیرپیر به هر ترتیب که ضربه ای اساسی دریافت نماید از درون خودش را از بین خواهد برد. چرا که زمینه های آزاد سیاسی و اجتماعی بیش از حد سبب شده است که شاخص خطر و فاصله بین ایجاد آشوب و بحران در سطح ملی آمریکا به شدت کاهش یابد. چنانچه بتوان به هر دلیلی مردم آمریکا را به این نتیجه رساند که حکومت فدرال نمی توان ضامن امنیت و اقتصاد آنها باشد بهترین سرنوشتی که برای کشور بزرگ آمریکا می توان در نظر گرفت سرنوشت شوروی سابق است.
ه) شیر پیر و ایران
آمریکا هم اکنون به رویارویی با کشوری پرداخته است که با وجود بیش از 20 سال رویارویی نظامی غیر هم مرز (عراق و اسرائیل)، 2 سال رویارویی جبهه فنی و اطلاعاتی هم مرز و بیش از این مدت رویارویی اقتصادی هم مرز نتوانسته است بر آن تسلط یابد.
مقابله ایران و آمریکا داستانی تازه نیست.
شیر پیر که قبلا" در نبردهای اقتصادی نتیجه ای دیرس را کسب کرده (لیبی بیش از 12 سال) و یا اصلا" نتیجه ای نگرفته است (عراق علی رغم بیش از 9 سال تحریم) هم اکنون فرصت چندانی برای اعمال اهرمهای تسلط بر ایران از طریق تحریمها ندارد بدین منظور تنها یک راه را مقابل خود می بیند. بالاخره با اعزام ناو هواپیمابر یواس اس وینسنس به خلیج فارس و همچنین چنین اقدامی در حوزه دریای مدیترانه گلو گاههای عملیاتی آمریکا مشخص شد که نشان می دهد موضوع مقابله ایران و آمریکا مقابله تمام عیار نظامی در حال حاضر نحواهد بود بلکه یک محاصره فیزیکی تمام عیار است. گردش اطلاعات سیاسی ماههای اخیر آمریکا در منطقه این امر را کاملا نشان می دهد. آمریکا با هماهنگی ضمنی با کشور قدرتمند روسیه در منطقه، در صدد ایجاد سیاست ارعاب و تهدید برای عدم حمایت از ایران و یا قطع روابط با آن و یا حداقل درپیش گرفتن سیاست خنثی در صورت تهاجم آمریکا به ایران است. نوع چینش نیروها نشان می دهد که آمریکا با تنگ کردن حلقه محاصره و ایجاد جنگ فیزیکی درحوزه اطاعات نظامی مانند ربودن دیپلماتی های ایران درعراق به دنبال بستن حلقه محاصره و ایجاد واکنش در ایران و حمله محدود و سپس در مقابل یک پاسخ ایجاد حمله ای با قدرت تهاجم حداکثری به ایران است. اظهارات صلح طلبانه و عام پسند برخی مقامات آمریکایی منجمله وزیر امور خارجه در مورد تغییر سیاستها علیه ایران، آخرین تلاشهای دیپلماتیک شیر پیر و لبخند شیر پیر از دور برای تسلیم نهایی و یا محاصره فیزیکی کامل ایران با ابعاد تحریم های اقتصادی و کنترل منابع انرژی تا صدور عکس العمل از طرف ایران است.
فصل سوم
راههای مقابله و فرجام:
می توان برای شکستن محاصره کامل سناریوهای لیبی و یا کره شمالی (اخیر) را در پیش گرفت اما رعایت به نکات یاد شده در فصل دوم این سناریو ها با توجه به موضوع سیاستهای مهم آمریکا برای ایجاد کانونهای تقابل هم مرز در منطقه خاورمیانه
در مورد ایران موثر نخواهد بود. اما راه مقابله تنها یک موضوع است. شیر پیر فرتوت تر از آن است که بتواند در برابر حمله ای معکوس مقاومت نماید و استعداد ملی آمریکا امروزه توانایی انسجام واقعی برای دفاع در مقابل یک هجم وسیع عملیات نظامی را ندارد. از طرفی هرگونه حمله و یا پاسخ نظامی در خاک آمریکا برای سایر کشورهای جهان به منزله امکان حمله به آمریکایی ضربه ناپذیر است. مقابله با آمریکا در صورت عدم در پیش گرفتن سناریوهای اول دارای مفروضاتی است که مهمترین آن عبارتست از: 1- توجه به این نکته که آمریکا از لحاظ نظامی ضربه پذیر است 2- در صورت حمله امریکا به خاک ایران هیچ موقعیتی بدتر از آن موقعیتهای بوجود آمده برای نظام جمهوری اسلامی ایران وجو نخواهد داشت.
آمریکا برای بدست آوردن همه آنچه که در ایران وجود دارد، آمده است لذا در صورت حمله آمریکا به خاک ایران چه به آمریکای به حمله کنیم و چه نه او به دنبال تصرف تمامی داشته های ایران خواهد بود. لذا باید درمقابل امریکا از استراتژی دستهای تدافعی باز و ضربه استفاده نمود و در مقابل ضربات سنگین و گسترده آن باید ازجابه جایی تاکتیکی و زدن ضربه ای کاری به دشمن برای ا زکارافتادن نظام تهاجمی آن استفاده نمود.
بدین ترتیب :
1- در پاسخ به حمله نظامی محدود و از خاک کشورهای همسایه باید تنها به ناتوان کرده نیروهای آمریکا و پاسخ محدود برای ناتوان کردن پایگاه های آمریکا بدون صرف نیرو و استعداد نظامی فراوان و یا تهاجم به خاک کشورهای همسایه که تحریک آنها را نیز به دنبال داشته باشد، استفاده نمود.
2- باید در سطح وسیع تبلیغاتی و عملیات روانی موضوع عملیات تلافی جویانه مستقیم و موثر علیه کشورهای حمله کننده به ایران را در طرح نمود تا احساس خطری جدی برای کشورهای همکار احتمالی امریکا پدید آید.
3- تقویت کانونهای نظامی نامتقارن درون مرزی، قابلیت دفاع در برابر تهاجم به داخل خاک ایران را بوجود می آورد. جابجایی کانونی و ارتجاعی نیروها و استفاده از سیاست طعمه و کمین برای هر گونه تهاجم مهلک خواهد بود.
4- استعداد اطلاعات برون مرزی برای آمادگی رویارویی امنیتی باید تا مرزهای اطمینان قابل قبول از کشور گسترش یابد.
5- تمام استعداد مقابله با تهاجم آمریکا برای حمله به خاک این کشور (و حتی منافع آن در کشورها و یا مناطق دیگر ) با استفاده از سلاح های پیشرفته، فوق امنیتی ، سلاح های نوین و نیرو های استشهادی در صورت حمله به ایران باید پیش بینی و برنامه ریزی و آماده به کار گیری شود. یادمان باشد در صورت حمله نظامی امریکا به ایران تنها با حمله به این شیر پیر است که می تواند آنرا به عقب نشاند و هرگونه عقب نشینی با از دست رفتن کشور ونظام اسلامی مصادف خواهد بود.
راه برای «مسعود رجویزاسیون» آشوبگران هموارتر شد
به سربالایی افتادن گروهکهای اپوزیسیون پس از تحرک ناکام در بهمن و اسفند ۸۹ باعث زد و خوردهای لفظی تازه در این مجموعه خارج نشین شده است.
شبکه بالاترین که پس از چاخانهای چند هفتهای، روزگار بدی را میگذراند ضمن سلب مسئولیت از خود و حمله به گروه موسوم به شورای هماهنگی راه سبز نوشت: «جنبش کاملا در حال فرسایش است. وقتی موسوی و کروبی گرفتار شدند، نمایندگانی با برچسب شورای هماهنگی و با تاخیر و اختلال در تصمیم گیری، سریال سه شنبههای اعتراض را بنیان گذاری کردند اما حالا سرعت سازماندهی آنچنان کم شده که گویا آقایان مشاور فراموش کردهاند چرا در اروپا و آمریکا تشریف دارند. نه صدایی از آنان شنیده میشود نه تکانی مشاهده میگردد به نحوی که جنبش را به اضمحلال برده است.»
نویسنده بالاترین با بیان اینکه «خودمان را گول میزنیم و میگوییم رژیم رفتنی است. با کدام مبارزه؟ تمام مبارزه و انقلاب ما منحصر به فضای مجازی شد» ادامه میدهد: حقیقت تلخی است ولی ما آماده نیستیم و به خودمان اطمینان نداریم. ما سرخورده و افسرده و عصبانی هستیم چون آرزوهایمان با آنچه قادریم یا حاضریم انجام دهیم، هیچ تطابقی ندارد.
بالاترین در مطلب دیگری نوشت: این بود آن همه ادعا و ابتکار؟ این بود جنبش اعتراضی شما؟ به کجا رسیدید؟ خوابید یا بیدارید؟ نکنه حکومت رو تغییر دادید ما خبر نداریم؟ خاک بر سرتون... حیف خون ندا... غیرت و لیاقت یه مورچه از شما بیشتره.
«ن-ک» کاریکاتوریست خارج نشین نشریات زنجیرهای نیز که متهم به همکاری با سازمانهای امنیتی نظام شده، در پاسخ در «خودنویس» نوشت: تعطیلات نوروزی را دو هفته رفتم اروپا و آلمان و ایتالیا. برخی دوستان ساکن اروپا را دیدم. دوستانی هم معتقد بودند که برخی مطالب انتقادی رسیده به خودنویس را مغزهای متفکر امنیتی مینویسند. راستش تا آنجا که میدانم این دوستان امنیتیتر از گمنامهای «شورای هماهنگی» نیستند! در گپی با یکی از دوستان سبز آلمان، بیشتر به این نتیجه رسیدم که روش امنیتی شورا نشان سابقه امنیتی میتواند داشته باشد، وگرنه دلیلی برای «گمنام» ماندن کسانی که مدعی رهبریاند وجود ندارد.
رجوی هم با همین توجیهات مزدوری آمریکا را آغاز کرد
دفاع علنی چند مواجب بگیر سرویسهای جاسوسی غرب از همکاری با بیگانه، موجب اعتراضاتی در میان طیفی از مخالفان شده است.
داریوش سجادی که خود در خارج کشور اقامت دارد با اشاره به مقالههای مشابه مجید محمدی، تریتا پارسی، کاظم علمداری و محمدتهوری در بلااشکال توصیف کردن همکاری با بیگانگان و دشمنان ملت ایران نوشت: جنبش سبز! را یا لااقل بخش موثری از جنبش سبز را در کنار تمام فراز و فرودهایش میتوان جنبشی بدعت گذار تلقی کرد. یکی از مهمترین بدعت هائی که محصول مستقیم عمل این دسته از سبزها بود. منزه شدن همکاری با اجنبی و موجه شدن استفاده از حمایت دول بیگانه جهت مبارزه در تامین اهداف است. بدعتی که تئوریسین هاو فعالان خودخوانده منسوب به جنبش کوشیدند از تمامی احتجاجات و استدلالهای موجود و ممکن برای مشروع جلوه دادن «هم خوابگی سیاسی با اجنبی» بهره بگیرند. از جمله کاظم علمداری که اخیراً فرمودهاند همانطور که من و امثال من با رد شدن از مذموم بودن اخذ تابعیت آمریکائی توانستیم ضمن آمریکائی شدن بدون هیچ کراهتی از امتیازات آمریکا بهره ببریم جنبش سبز هم باید بدون خجالت متقاضی کمک خارجی شود تریتا پارسی هم فرمودهاند «برای تسلیم ایران در پرونده اتمی باید ایران را مجبور کرد لیست کامل دانشمندان خود را با ذکر محل سکونت و اشتغال و محلهای رفت و آمد در اختیار شورای امنیت قرار دهد». مجید محمدی و محمد تهوری نیز مشترکاً فرمودهاند «اخذ کمک خارجی در مبارزه با جمهوری اسلامی بلااشکال است و برای سرنگونی حکومت باید و میتوان بدون هیچ خجالتی از دولتهای خارجی کمک گرفت.»
سجادی در وبلاگ سخن مینویسد این اسباب تحیر است که وارثان خلف مسعود رجوی که در دهه ۵۰ در خلسه ترور مستشاران آمریکائی در خیابانهای تهران مستانه سرود «سرکوچه کمینه- مجاهد پرکینه»، «آمریکائی بیرون شد-خونش روی زمینه» را هماوائی میکردند اینک با تاسی بر همان رویکرد مسبوق به سابقه مبنی بر «هدف وسیله را توجیه میکند» و با تعریف خود ذیل عمله و اکله «واشنگتن» و «تل آویو» در کوچه پس کوچههای تهران در کمین شکار دانشمندان ایرانی «خون خون» میکنند و دنبالههایشان در آمریکا همچون «تریتا پارسی» گرادهنده به تل آویو و واشنگتن برای یافتن اتمشناسان ایرانی شدهاند! در پاسخ به کسانی چون تهوری و محمدی نیز بر این نکته میتوان تصریح داشت؛ عطف به فتاوی ایشان مبنی بر بلااشکال بودن استفاده از کمک خارجی جهت سرنگونی حکومت داخلی خوب است مشارالیها و همفکران مشارالیها یک بار و برای همیشه تکلیف خود را با کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ روشن کنند. بالاخره با چنان فتوایی فضل الله زاهدی و تیم کودتاچیان ۲۸ مرداد را میتوان در مقام قهرمانان ملی نشاند که ۵۰ سال جلوتر، تاسی به همانی کردند که مفتیان جدید از آن تحت عنوان «حلیت کمک خارجی برای سرنگونی حکومت داخلی» یاد میکنند. بر این اساس آیا شایسته نیست به صلاحدید این مفتیان نورسیده، مجسمه تمام قد و تمام طلای «فضل الله زاهدی» در میادین شهر نصب گردد!؟
وی میافزاید: در پاسخ به چنین «شرمندگان بیشرمی» چارهای نیست تا نه با زبان منطق که ظاهراً ایشان استعدادی در فهم چنان زبانی ندارند بلکه با چنان «هم خوابگانی با اجنبی» باید به زبان «اربابان صهیونیست اشکناز یشان» صحبت کرد و آن اینکه مثل شما به مثابه خوتسپا (Chutzpah) نوجوان شرور ادبیات فولکلور یهودیان است که از فرط شرارت، پدر و مادر خود را کشت و در دادگاه در کمال پرروئی خواستار آن شد تا قاضی به ایشان به دیده ترحم و عفو بنگرد چرا که وی نوجوانی قابل ترحم و «یتیم» است!
سجادی خاطر نشان کرده است: آن دسته از منسوبان جنبش سبز که بعد از دو سال خوش خرامی و خوش اقبالی از دخالت اجنبی اکنون بمنظور توجیه خود و فرار بابت شرمندگی بابت چنان مباشرت نامبارکی متوسل به فتوای حلیت همکاری با اجنبی میشوند بمثابه «خوتسپائی» میمانند که حال میکوشند بمنظور تبرئه خود با «تحمیق افکار عمومی» روسیاهی خود را قابل اغماض و ترحم جلوه دهند.
آقای مرگ موش سخنگوی «سازمان» شد
یک عضو متواری حزب مشارکت، به عنوان سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب معرفی شد!
رسانههای زنجیرهای وابسته به حزب مشارکت و مجاهدین که هم اکنون از آمریکا و اروپا اداره میشوند، اعلام کردند سازمان مجاهدین (شاخه خارج کشور) با اکثریت آرا رجب مزروعی را به عنوان سخنگوی این سازمان معرفی کرده است. این در حالی است که اعضای شاخه مذکور هرگز معرفی نشدهاند و درباره شاخه داخلی سازمان نیز پیش از این حجاریان تصریح کرده که اعضای آن در یک فولکس واگن جا میشوند. پیش از این محمد علی توفیقی تنها عضو نشاندار سازمان ضمن خروج از کشور، از سازمان اعلام استعفا کرده بود.
رجب مزروعی و پسر وی (حنیف) چند ماه پس از فتنه سال ۸۸ به طور مخفیانه از کشور گریختند و به اروپا رفتند. آنها به همراه برخی عناصر مسئله دار که با سرویسهای اطلاعاتی غربی وصل هستند، کوشیدند خلأ بازداشت اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین را با صدور بیانیههای جعلی به نام این دو حزب منحله پرکنند و از خارج کشور چنین القا کنند که مشارکت و مجاهدین در داخل کشور فعال هستند. بنابر پارهای اخبار، مزروعی جزو تیم گرداننده تلویزیون نیمه تعطیل «رسا» میباشد.
همزمان با معرفی شدن مزروعی به عنوان سخنگوی سازمان مجاهدین، نامبرده مصاحبهای را نیز با سایت وابسته به کدیور و حلقه لندن انجام داد تا این گمانه را که وی نیز جزو شورای هماهنگی راه سبز در خارج کشور است تقویت کند. کدیور، امیر ارجمند و واحدی به همراه چند روزنامه نگار زنجیرهای از دیگر اعضای این حلقه نقابدار هستند.
خاطرنشان میشود ۳ روز پیش نیز پیام تسلیتی خطاب به موسوی (به خاطر درگذشت پدر وی) تحت عنوان «جمعی از نمایندگان او در خارج از کشور» منتشر شد که امضای علی اکبر موسوی خوئینی، رجب علی مزروعی، فاطمه حقیقت جو، نورالدین پیرمؤذن و حسن یوسفی اشکوری پای آن به چشم میخورد.
کلمات قصار رجب مزروعی عضو فراکسیون مشارکت در مجلس ششم معروف است از جمله این عبارت که گفته بود نمایندگان مجلس حوصله و وقت و تخصص لازم را ندارند که علاوه بر وظیفه نمایندگی بر قراردادهای نفتی هم نظارت کنند! او هم چنین با اهانت به مردم گفته بود اگر مرگ موش هم مجانی توزیع شود، مردم برای آن صف میکشند!
اکنون باید دید با حل شدن مشکل سخنگویی سازمان مجاهدین، چه فیلی از فولکس واگن این سازمان هوا میشود.
چقدر هم کرشمه به شما میاد!
عضو ارشد یکی از گروههای اصلاح طلب فعال در فتنه ۸۸، موضعی دو پهلو نسبت به فتنه سبز اتخاذ کرده است.
«م- م- خ» با تاکید بر لزوم برنامه ریزی اصلاح طلبان برای نهمین دوره انتخابات مجلس، از شناسایی و مذاکره با برخی چهرهها برای قرار گرفتن آنان در لیستهای انتخاباتی سخن به میان آورده و تاکید کرده است که این افراد دارای سابقه مثبتی بوده و احتمالا توان عبور از فیلتر شورای نگهبان را دارا میباشند.
به گزارش بولتن نیوز وی همچنین با بیان اینکه اصلاح طلبان باید با «ناز و کرشمه» وارد عرصه انتخابات شوند گفته است، باید کاری کرد که نظام مثل عروسها ناز ما را بکشد!
وی همچنین با ابراز امیدواری نسبت به اختلاف بین دو گروه که آنها را اصولگرایان منتقد و دولتیها توصیف کرده، از برخی تحرکات جریان فتنه انتقاد کرده و گفته است: اصلاح طلبان بزرگترین ضربه را دو سال اخیر از ناحیه برخی از همین عملکردها خوردند.
خوئینیها در عین حال بر مدیریت رفتاری مجموعه فتنه گران توسط اصلاح طلبان تاکید کرده و گفته است ما نباید اینها را حذف کنیم بلکه باید به عنوان یک چماق همواره بالای سر نظام آن را نگاه داریم!
تبادل این قبیل تحلیلها در نشستهای محفلی در حالی است که جریان فتنه سبز و اصلاح طلبان نقش آفرین از نگاه نظام و مردم اساسا سالبه به انتفای موضوع هستند و محال است که از دلبستگان به نظام و انقلاب کمترین اعتنایی به جریان فتنه که سیمای آبله گون و زشت آن کاملا پدیدار شده بکند چه رسد به اینکه ناز آن را بکشد!
یزدی ادعای بیبیسی، جرس و کلمه را رد کرد
وی دیروز( دوشنبه) با ارسال یادداشتی به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، مصاحبه خود در آخرین روز اسفند ماه سال ۸۹ با ایرنا را تایید کرد.
وی در عین حال از انتشار این مصاحبه بدون اطلاع و تایید وی ابراز گلایه کرد.
ایرنا پس از انتشار یادداشت یزدی نوشته است که "این گلایه یزدی درحالی صورت گرفته است که رسانه ها برای انتشار مطالب خود ملزم به هماهنگی قبل از انتشار با منابع خبری نیستند."
یزدی در یادداشت خود با بیان اینکه این گفت وگو قبل از آزادی در محل خانه امن صورت گرفته است، آورده است: با صراحت به مسئولین خبرگزاری حاضر در محل تاکید کرده بودم که انتشار هر متنی بنام اینجانب تنها بعد از ارائه کتبی و تایید اینجانب قابل انتشار خواهد بود.
وی میافزاید: نظر به اینکه متن منتشر شده توسط ایرنا بدون اطلاع و تایید اینجانب صورت گرفته است، تکذیب میگردد.
یزدی تاکید کرده است: آنچه مورد تایید اینجانب است همان متن کتبی استعفا از دبیرکلی نهضت آزادی ایران می باشد که در اختیار خبرنگار ایرنا قرار داده شد.
به نوشته ایرنا، فیلم و صوت مصاحبه یزدی موجود است که ایرنا به درخواست وی، از انتشار آن خودداری کرد و چنانچه یزدی رضایت بدهد، این فیلم و صوت به صورت عمومی منتشر خواهد شد.
گفتنی است، اظهارات دبیرکل مستعفی گروهک غیرقانونی نهضت آزادی درباره میرحسین موسوی و حوادثی که در سال ۸۸ روی داد، از سوی کارشناسان به عنوان یک پاسخ تلخ به خدمات ویژه موسوی به این گروهک ارزیابی شد؛ سخنانی که باعث ناراحتی جریان آشوب و نزدیکان یزدی شده است.
ناکامی بی بی سی
در این راستا، بی بی سی فارسی برای زیر سوال بردن صحت این مصاحبه به سراغ یکی از اعضای گروهک نهضت آزادی و داماد ابراهیم یزدی رفت.
هرچند تلویزیون دولتی انگلیس مصاحبه خود با مهدی نوربخش را با تیتر «خانواده ابراهیم یزدی مصاحبه ایرنا را تکذیب کرد» منتشر کرده اما در سخنان نوربخش نشانی از تکذیب مصاحبه نیست.
نوربخش حتی مصاحبه یزدی را تایید کرده و گفته است، این مصاحبه مربوط به دوران حبس ابراهیم یزدی است.
وی البته ادعا کرد، بخشی از مصاحبه که مربوط به میرحسین موسوی میشود، از مصاحبه دیگری بریده شده و به سخنان یزدی اضافه شده است.
دیگر سایت های هدایت کننده جریان آشوب همچون رادیو فردا، جرس، کلمه و ... هم به نقل از آنچه منابع آگاه و نزدیکان ابراهیم یزدی نامیدند، مصاحبه وی با ایرنا را تکذیب کردند. آنان مدعی بودند که یزدی هرگز چنین سخنانی درباره جریان آشوب و میرحسین نمی گوید، ادعای که اکنون بی اعتبار شده است.
یزدی چه گفته بود؟
گفتنی است «ابراهیم یزدی» دبیرکل سابق گروهک غیرقانونی نهضت آزادی اخیرا در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا رئیس جمهور شدن موسوی را یک فاجعه نامیده است.
یزدی که گروهک متبوعش یکی از حامیان و محرکان جدی موسوی برای دست زدن به اقدامات رادیکالی بود، در سخنان جدید خود گفته است: «من با کاندیداتوری او مخالف بودم. پذیرفتنی نیست که کسی رییس جمهور شود و با رهبری مشکل داشته باشد. اگر موسوی انتخاب میشد برای کشور فاجعه بود، زیرا رهبری و رییسجمهور باید با هم هماهنگ باشند.»
این اظهارات یزدی سبب شده تا ناظران سیاسی منتظر ابراز برائت دیگر نزدیکان موسوی از سران فتنه باشند، اعلام برائت هایی که از سال گذشته و پس از حوادث پراکنده ۲۵ بهمن روند شتابان به خود گرفته است.
تلاوت آیات قرآن کریم در تجمع اعتراضی مردم ویسکانسین
به گزارش شبکه تلویزیونی پرس تیوی، مردم ایالت ویسکانسین هنگام گرامیداشت یاد "مارتین لوتر کینگ"، رهبر اسبق سیاهپوستان آمریکا، به لایحه بودجه که حقوق کارگران را محدود میکند اعتراض کردند. 
رییسجمهور آمریکا بارها در مراسمهای مختلف از لوترکینگ به نیکی یاد کرده و وی را شخصیت محبوب و مرشد خود دانسته است! این در حالی است که رفتارهای اوباما قرابتی با تعلیمات لوترکینگ ندارد.
فیل نونفلدت رئیس اتحادیه AFL-CIO با حضور در این گردهمایی و تظاهرات گفت: "ما امروز اینجا و در سراسر ایالت ویسکانسین جمع شدهایم تا از حقوق خود دفاع کنیم."
به گفته خبرنگار پرس تیوی، در این مراسم که با روشن کردن شمع همراه بود، آیاتی از قرآن کریم نیز به نشانه همبستگی با مسلمانان قرائت شد. این در حالی است که برخی گروهها در آمریکا به هر نحو ممکن برای افزایش اسلامهراسی در این کشور تلاش میکنند و اخیرا نیز، یک کشیش هتاک آمریکایی دست به سوزاندن قرآن کریم زده بود.
در میان معترضان، کشیش "جسی جکسون"، یکی از رهبران حامی حقوق مدنی که از منتقدان سیاستهای دولت آمریکا به شمار میآید، حضور داشت.
جکسون در این مراسم گفت: " چهل و سه سال از مرگ کینگ میگذرد، در حالی که ما همچنان در سه جنگ عراق، افغانستان و لیبی شرکت داریم."
وی گفت: "ما به خاطر مشروعیت لوتر کینگ مبارزه میکنیم. مسیحیان، یهودیان، مسلمانان و هندوها در کنار هم قرار دارند. این دموکراسی کینگ است."
مارتین لوتر کینگ چهارم آوریل 1968 در ممفیس ترور شد. وی برای حضور در کنار کارگران بخش فاضلاب منطقه که خواستار دستیابی به حقوق خود بودند، در ممفیس به سر میبرد.
اسکات واکر فرماندار ایالت ویسکانسین در دفاع از لایحه پیشنهادی خود گفته است، با اجرای این لایحه میتوان تا دو سال آینده، کسری بودجه 3.6 میلیارد دلاری پروژههای عقبافتاده عمرانی و کسری 137 میلیون دلاری بودجه ایالتی را از محل کم کردن هزینههای آموزشی و مزایای کارمندان دولتی جبران کرد. این درحالی است که بر مبنای لایحه پیشنهادی واکر، حق اتحادیهها در هرگونه تقاضای بیمه بهداشت و درمان، اضافه حقوق، حقوق بازنشستگی و دیگر مزایا از 300 هزار کارمند سازمانهای عمومی سلب میشود.
تیتر ارگان منافقین در سال 60 : ما بی شماریم !+ عکس
وقتی رهر معظم انقلاب در سال 78 در یک دیدار خصوصی در منزل آیت الله سید محسن موسوی فرد کاشانی راجع به منافقین جدید فرمودند: «منافقان دیروز چه شدند؟

جز این است که به جهنم رفتند؟ اینها منافقین جدید هستند. مطمئن باشید این منافقین نیز به دنبال آن منافقین به جهنم خواهند رفت. ... شما نگران نباشید. خداوند متعال دین خودش را

یاری خواهد کرد»؛ شاید عده ای حقیقت تحلیل را درنیافتند ولی وقتی در فتنه سال 88 این منافقین جدید دقیقا در تقابل با نظام به راه و رسم اسلاف چند دهه پیش خود رفتند، مطلب آشکار شد. یکی از این تشابهات، توهم بی شماری در بین این منافقین قدیم و جدید بود. تصویر زیر مربوط است به صفحه 9شماره 116 نشریه مجاهد (ارگان رسمی گروهک منافقین) است که در تاریخ 27 فروردین 1360 منتشر شده است و در آن شعری درج شده با نام و تیتر:ما بی شمارانیم!
خاتمی: جنبش سبز یک هیجان کاذب بود که تمام شد
سید محمد خاتمی در دیدار نوروزی با تنی چند از همفکران و مشاورانش ضمن برائت از جنبش سبز اعلام کرد که از این به اصطلاح جنبش متنفر است .
چند تن از نزدیکان و همفکران محمد خاتمی در تعطیللات نوروز ضمن دیدار با وی صحبت هایی را درباره آینده جنبش سبز داشته و مواردی را در این زمینه مطرح کرده اند که با واکنش منفی و توام با عصبانیت خاتمی مواجه شده است .
خاتمی در این دیدار جنبش سبز را یک جنبش تمام شده دانسته و با بیان اینکه از ابتدا امید چندانی به این جنبش که بیشتر به یک هیجان کاذب شبیه بوده نداشته است از کسانی که وی را تشویق به پیوستن به موسوی کرده بودند به شدت انتقاد کرد .
خاتمی در این دیدار ضمن اعلام برائت از جنبش سبز و افرادی مثل موسوی و کروبی که باعث انزوای وی شده اند ، از نزدیکان خود خواست به جای مانور بر روی جنبش سبز و افرادی مثل موسوی و کروبی به دنبال احیای دوم خرداد در چارچوب قانون اساسی باشند .
پاسخی به نامه «محمدعلی کلی» درباره جاسوسهای آمریکایی
چندی پیش در رسانههای مختلف نامهای از «محمدعلی کلی» قهرمان بوکس سنگین وزن جهان خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران منتشر شد که در آن نامه از رهبر انقلاب خواسته شده بود دو کوهنورد آمریکایی که در ایران هستند مورد رافت قرار گرفته و آزاد شوند. 
این نامه که به طور هماهنگ در بسیاری از رسانههای غربی و برای ایجاد بار روانی و تاثیرگذاری بر تصمیم گیریها در ایران منتشر شده بود با پاسخی از «نصرتالله تاجیک» دیپلمات سابق ایرانی که در حال حاضر در انگلستان در حبس خانگی به سر میبرد مواجه شد. تاجیک در نامهای که در پاسخ به محمد علی نوشته است، سیاستهای دوگانه غرب در مواجهه با موارد حقوق بشر را یادآوری کرده است. متن نامه بدین شرح است:
جناب آقای محمد علی کلی
قهرمان خوشنام و افتخار آفرین بوکس سنگین وزن جهان
با سلام به شما و خانواده محترمتان
همواره از دوران کودکی اخبار مسابقات شما را با حساسیت و علاقه دنبال میکردم و هرگز نمیپنداشتم که روزی با شما مکاتبه خواهم کرد. در آن روزها که به سالهای اولیه ۱۹۶۰ برمیگردد من کودکی نه ساله بودم و مردم ایران تحت سلطهٔ آمریکا تحقیر میشدند ولی مشتهای آهنین شما موجب غرور، افتخار و امید ما بود و شما دعای بسیاری از مسلمانان را پشت سر خود داشتید.
از طریق رسانهها متوجه شدم شما نامهای به رهبر ایران آیت الله خامنهای نوشتهاید که ایشان با استفاده از رحم و شفقت دو زندانی آمریکائی که به اتهام ورود غیر مجاز به ایران و جاسوسی در حال محاکمه هستند عفو نماید. ارائه پاسخ نامه شما از اختیارات ایشان است ولی چون نامهٔ جنابعالی از طریق خبرگزاری آسوشیتد پرس و احتمالا» برای ایجاد فشار بر دولت ایران مطبوعاتی شده است لذا به خود حق میدهم پاسخی درشان جنابعالی که خواستهٔ بسیاری از ایرانیان است را برای شما از طریق سفارت سوئیس در تهران ارسال نمایم.
من از یاد آوری اقدامات، خطاها و دشمنی مسئولین آمریکائی نسبت به ایران که باعث کینه و خشم مردم ایران نسبت به آنان شده است در میگذرم و آرزو میکردم شما به عنوان یک مسلمان به علت مشکلات بین دو کشور میپرداختید. ولی به عنوان یک شهروند ایرانی که به دلیل ملیت ایرانی خود و با یک ادعای غیر صحیح و حتی توطئهگونه از سوی آمریکا در حالی که به عنوان دانشجو در انگلیس درس میخوانده است و در پنج سال اخیر با تحمل بیماریهای گوناگون در خانهٔ خود محبوس شده است فقط به همین اقدام انساندوستانه شما میپردازم.
همانگونه که مطلعید ظرف چهار سال اخیر موارد زیادی از رحم و شفقت نسبت به شهروندان آمریکائی، انگلیسی و آلمانی که به هر دلیل و بدون ورود به جزئیات پرونده آنان اعمال گردیده و این افراد از زندانهای ایران آزاد شده و به کشورهای خود بازگشتهاند که نمونههای آخرین آنها خانم «سارا شرود» و دو خبرنگار آلمانی از این قبیلند. اگرچه این اقدامات متاسفانه هیچگونه رحم و شفقت متقابلی از سوی کشور آمریکا نسبت به شهروندان ایرانی در بر نداشته است، که نهایتا» اینگونه اقدامات یک طرفه منجر به انتقاد خانواده و افراد زندانی در آمریکا از دولت ایران شده است.
از آنجا که جنابعالی به عنوان یک عمل انساندوستانه اقدام به نوشتن این نامه نمودهاید خانوادهٔ خانم «شهرزاد میرقلیخان» که در شرایط نامساعدی همراه با بیماری در زندان آمریکا بسر میبرد و مادر پیر و دو دختر وی در ایران با ناراحتی و نگرانی منتظر آزادی وی هستند و تعدادی دیگر از افراد ایرانی که از نقاط مختلف دنیا به آمریکا برده شده و در زندانهای آن کشور بسر میبرند و در صورت نیاز اسامی آنها را برای شما ارسال میدارم از شما میخواهند که در پاسخ به ابراز رحم و شفقتی که مسئولین ایرانی در قبال افرادی که قبلا» آزاد شدهاند اقدام متقابلی در نزد مقامات آمریکائی شروع بفرمائید تا با رهائی آنان ابتدا زمینه برای تمایل اعمال رحم و شفقت بیشتر در مورد این دو فرد را فراهم کنید.
نقش دولتها برای فراهم کردن یک شرایط زیستی مناسبتر برای شهروندان خود و سایر کشورهاست ولی متاسفانه به دلیل حاکمیت روابط نامتعادل در صحنهٔ جهانی و اعمال زور حتی به صورت مقررات و یا طی مراحل به ظاهر قانونی از سوی کشورهائی که دست بالاتری در صحنهٔ جهانی دارند، شهروندان کشورهای دیگر را که ضعیفترین حلقه هستند را تحت فشار قرار دهند تا از دولت آنها امتیاز کسب نمایند.
جای تعجب است که وقتی شهروندان غربی به هر دلیلی در ایران در برابر قانون قرار میگیرند همگی بیگناه و مسئولین ایرانی مورد خطاب بسیاری از نیکوکاران جهان و از جمله شما قرار میگیرند که مورد رحم و شفقت قرار گیرند ولی هیچ اقدامی برای رهائی افراد گرفتار در آمریکا از طرف این افراد مبذول نمیگردد به گونهای که انسان احساس میکند این نیکوکاری هم فقط برای افراد خاصی است که گویا شهروند درجه یک محسوب میشوند! یعنی استاندارد دوگانه در اجرای رحم و شفقت و مسائل حقوق بشر و انساندوستانه.
شما به عنوان یک شهروند آمریکائی مجاز به فعالیت انساندوستانه و فقط برای حل مشکلات دولت آمریکا هستید ولی این فعالیت برای آزادی سایر ملیتها که در اختیار آمریکا هستند صورت نمیگیرد. از طرف دیگر بنده به عنوان یک دیپلمات سابق به دلیل فعالیت انساندوستانه خود در قبال مجروحین فلسطینی زمانیکه سفیر ایران در اردن بودهام باید در چنین شرایطی با تحمل بیماری قلبی در حبس خانگی به سر ببرم و یا گروگان مذاکرات هستهای بین ایران و گروه ۵+۱ و یا گم شدن یک مامور سابق افبیآی باشم. سپاسگزار میشوم در کنار پیشنهاد فوق برای پیگیری آزادی ایرانیان زندانی در آمریکا از مسئولین آمریکائی این امر را نیز سئوال بفرمائید. امیدوارم پاسخ قانع کنندهای به شما بدهند، در صورت نیاز از وکیلم درخواست خواهم کرد کلیه مدارک مربوط به این امر را برای جنابعالی ارسال نماید.
نصرت الله تاجیک
دورهام- انگلستان
پاسخی به نامه «محمدعلی کلی» درباره جاسوسهای آمریکایی
چندی پیش در رسانههای مختلف نامهای از «محمدعلی کلی» قهرمان بوکس سنگین وزن جهان خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران منتشر شد که در آن نامه از رهبر انقلاب خواسته شده بود دو کوهنورد آمریکایی که در ایران هستند مورد رافت قرار گرفته و آزاد شوند. 
این نامه که به طور هماهنگ در بسیاری از رسانههای غربی و برای ایجاد بار روانی و تاثیرگذاری بر تصمیم گیریها در ایران منتشر شده بود با پاسخی از «نصرتالله تاجیک» دیپلمات سابق ایرانی که در حال حاضر در انگلستان در حبس خانگی به سر میبرد مواجه شد. تاجیک در نامهای که در پاسخ به محمد علی نوشته است، سیاستهای دوگانه غرب در مواجهه با موارد حقوق بشر را یادآوری کرده است. متن نامه بدین شرح است:
جناب آقای محمد علی کلی
قهرمان خوشنام و افتخار آفرین بوکس سنگین وزن جهان
با سلام به شما و خانواده محترمتان
همواره از دوران کودکی اخبار مسابقات شما را با حساسیت و علاقه دنبال میکردم و هرگز نمیپنداشتم که روزی با شما مکاتبه خواهم کرد. در آن روزها که به سالهای اولیه ۱۹۶۰ برمیگردد من کودکی نه ساله بودم و مردم ایران تحت سلطهٔ آمریکا تحقیر میشدند ولی مشتهای آهنین شما موجب غرور، افتخار و امید ما بود و شما دعای بسیاری از مسلمانان را پشت سر خود داشتید.
از طریق رسانهها متوجه شدم شما نامهای به رهبر ایران آیت الله خامنهای نوشتهاید که ایشان با استفاده از رحم و شفقت دو زندانی آمریکائی که به اتهام ورود غیر مجاز به ایران و جاسوسی در حال محاکمه هستند عفو نماید. ارائه پاسخ نامه شما از اختیارات ایشان است ولی چون نامهٔ جنابعالی از طریق خبرگزاری آسوشیتد پرس و احتمالا» برای ایجاد فشار بر دولت ایران مطبوعاتی شده است لذا به خود حق میدهم پاسخی درشان جنابعالی که خواستهٔ بسیاری از ایرانیان است را برای شما از طریق سفارت سوئیس در تهران ارسال نمایم.
من از یاد آوری اقدامات، خطاها و دشمنی مسئولین آمریکائی نسبت به ایران که باعث کینه و خشم مردم ایران نسبت به آنان شده است در میگذرم و آرزو میکردم شما به عنوان یک مسلمان به علت مشکلات بین دو کشور میپرداختید. ولی به عنوان یک شهروند ایرانی که به دلیل ملیت ایرانی خود و با یک ادعای غیر صحیح و حتی توطئهگونه از سوی آمریکا در حالی که به عنوان دانشجو در انگلیس درس میخوانده است و در پنج سال اخیر با تحمل بیماریهای گوناگون در خانهٔ خود محبوس شده است فقط به همین اقدام انساندوستانه شما میپردازم.
همانگونه که مطلعید ظرف چهار سال اخیر موارد زیادی از رحم و شفقت نسبت به شهروندان آمریکائی، انگلیسی و آلمانی که به هر دلیل و بدون ورود به جزئیات پرونده آنان اعمال گردیده و این افراد از زندانهای ایران آزاد شده و به کشورهای خود بازگشتهاند که نمونههای آخرین آنها خانم «سارا شرود» و دو خبرنگار آلمانی از این قبیلند. اگرچه این اقدامات متاسفانه هیچگونه رحم و شفقت متقابلی از سوی کشور آمریکا نسبت به شهروندان ایرانی در بر نداشته است، که نهایتا» اینگونه اقدامات یک طرفه منجر به انتقاد خانواده و افراد زندانی در آمریکا از دولت ایران شده است.
از آنجا که جنابعالی به عنوان یک عمل انساندوستانه اقدام به نوشتن این نامه نمودهاید خانوادهٔ خانم «شهرزاد میرقلیخان» که در شرایط نامساعدی همراه با بیماری در زندان آمریکا بسر میبرد و مادر پیر و دو دختر وی در ایران با ناراحتی و نگرانی منتظر آزادی وی هستند و تعدادی دیگر از افراد ایرانی که از نقاط مختلف دنیا به آمریکا برده شده و در زندانهای آن کشور بسر میبرند و در صورت نیاز اسامی آنها را برای شما ارسال میدارم از شما میخواهند که در پاسخ به ابراز رحم و شفقتی که مسئولین ایرانی در قبال افرادی که قبلا» آزاد شدهاند اقدام متقابلی در نزد مقامات آمریکائی شروع بفرمائید تا با رهائی آنان ابتدا زمینه برای تمایل اعمال رحم و شفقت بیشتر در مورد این دو فرد را فراهم کنید.
نقش دولتها برای فراهم کردن یک شرایط زیستی مناسبتر برای شهروندان خود و سایر کشورهاست ولی متاسفانه به دلیل حاکمیت روابط نامتعادل در صحنهٔ جهانی و اعمال زور حتی به صورت مقررات و یا طی مراحل به ظاهر قانونی از سوی کشورهائی که دست بالاتری در صحنهٔ جهانی دارند، شهروندان کشورهای دیگر را که ضعیفترین حلقه هستند را تحت فشار قرار دهند تا از دولت آنها امتیاز کسب نمایند.
جای تعجب است که وقتی شهروندان غربی به هر دلیلی در ایران در برابر قانون قرار میگیرند همگی بیگناه و مسئولین ایرانی مورد خطاب بسیاری از نیکوکاران جهان و از جمله شما قرار میگیرند که مورد رحم و شفقت قرار گیرند ولی هیچ اقدامی برای رهائی افراد گرفتار در آمریکا از طرف این افراد مبذول نمیگردد به گونهای که انسان احساس میکند این نیکوکاری هم فقط برای افراد خاصی است که گویا شهروند درجه یک محسوب میشوند! یعنی استاندارد دوگانه در اجرای رحم و شفقت و مسائل حقوق بشر و انساندوستانه.
شما به عنوان یک شهروند آمریکائی مجاز به فعالیت انساندوستانه و فقط برای حل مشکلات دولت آمریکا هستید ولی این فعالیت برای آزادی سایر ملیتها که در اختیار آمریکا هستند صورت نمیگیرد. از طرف دیگر بنده به عنوان یک دیپلمات سابق به دلیل فعالیت انساندوستانه خود در قبال مجروحین فلسطینی زمانیکه سفیر ایران در اردن بودهام باید در چنین شرایطی با تحمل بیماری قلبی در حبس خانگی به سر ببرم و یا گروگان مذاکرات هستهای بین ایران و گروه ۵+۱ و یا گم شدن یک مامور سابق افبیآی باشم. سپاسگزار میشوم در کنار پیشنهاد فوق برای پیگیری آزادی ایرانیان زندانی در آمریکا از مسئولین آمریکائی این امر را نیز سئوال بفرمائید. امیدوارم پاسخ قانع کنندهای به شما بدهند، در صورت نیاز از وکیلم درخواست خواهم کرد کلیه مدارک مربوط به این امر را برای جنابعالی ارسال نماید.
نصرت الله تاجیک
دورهام- انگلستان
حیله انگلیسی آکسفورد در برابر ایران؛ از مرحوم کردان تا مهدی هاشمی رفسنجانی
«مهدی هاشمی رفسنجانی در پایان نامه دکترای خود تقلب کرده است.» این خبری بود که روز گذشته از سوی روزنامه انگلیسی گاردین منتشر شد و بازتابهای گوناگونی در میان رسانههای داخلی داشت. 
اگرچه اصل تحصیل مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد از سوی فعالان سیاسی به عنوان ابزاری به منظور پنهان کردن نقش وی در حوادث سال ۸۸ ارزیابی شده اما به نظر میرسد انتشار این خبر یکی دیگر از ترفندهای رسانهای انگلیس برای تقابل با جمهوری اسلامی ایران است.
خبرسازیهای معنادار آکسفورد
تا چند سال پیش، فقط دانشجویان و دانشگاهیان با نام دانشگاه آکسفورد آشنا بودند و یا در کلاسهای آموزش زبان انگلیسی از دیکشنری آکسفورد به عنوان یک مرجع مناسب برای افزایش دایره لغات نام برده میشد اما طی سالهای اخیر، اتفاقاتی روی داد که باعث شد تا همه مردم ایران نام این دانشگاه قدیمی انگلستان را به خاطر بسپارند.
اولین بار در ماجرای بررسی مدرک تحصیلی مرحوم علی کردان بود که نام این دانشگاه به رسانههای ایران راه یافت؛ ماجرایی که با همراهی و هدایت برخی سیاسیون داخلی بازتاب گستردهای در خارج از کشور هم پیدا کرد و خواسته یا ناخواسته زمینهساز خدشه به آبروی علمی کشور شد.
اما آنچه سبب شد تا دانشگاه آکسفورد نقش کلیدی در این ماجرا بازی کند، پاسخ سریع این دانشگاه به نامه یکی از سایتهای خبری بود.
این سایت خبری برای اثبات مدعای خود مبنی بر تشکیک در صحت مدرک دکترای مرحوم کردان، نامهای را به صورت الکترونیکی برای روابط عمومی دانشگاه آکسفورد انگلیس ارسال کرد؛ نامهای که طبق روال اداری پاسخ به آن چند روز طول میکشید اما طی اقدامی عجیب و خارج از عرف، دانشگاه آکسفورد کمتر از چند ساعت بعد پاسخ این نامه را ارسال و اعلام کرد که مرحوم کردان سابقه تحصیلی در این دانشگاه ندارد.
انتشار این نامه در اینترنت سبب شد تا جو عمومی به سمت مخالفت با مرحوم کردان و نهایتا استیضاح وی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی برود و او از کابینه احمدینژاد کنار زده شود.
آکسفورد؛ از سکوت معنادار دو ساله تا جنجالسازی ناگهانی
حدود دو سال از اقامت مهدی هاشمی در انگلیس و طرح ادعای تحصیل در مقطع دکتری دانشگاه آکسفورد میگذرد اما مسئولان این دانشگاه تاکنون از هرگونه اظهارنظر درباره این موضوع خودداری کرده بودند تا اینکه روز گذشته روزنامه گاردین از تحقیق این دانشگاه درباره تقلب مهدی هاشمی در رساله دکترای خود خبر داد.
این خبر اگرچه بار دیگر فعالان سیاسی را به این نتیجه رساند که تحصیل وی تنها یک مساله انحرافی به منظور ادامه حضور وی در این کشور بوده اما از سوی دیگر، کارشناسان معتقدند رسانهای شدن این مساله یکی دیگر از اقدامات تبلیغاتی دولت انگلیس برای ایجاد شکاف در بدنه اجتماعی ایران است؛ رویکردی که در ماجرای مرحوم کردان هم دانشگاه آکسفورد مسئول پیاده کردن آن بود.
روباه پیر وارد میشود
در همین راستاست که فعالان اجتماعی معتقدند دیپلماسی بریتانیا مبنی بر ایجاد شکاف اجتماعی میان طبقات گوناگون جامعه ایران است؛ رویکردی که به عنوان مثال در دامن زدن به اختلافات میان دو فیلم سینمایی هم خود را نشان داده است و زمینهساز شکلگیری یک فضای عجیب و القای حس رقابت در میان این دو فیلم سینمایی شده است.
این مساله درحالی اتفاق افتاده که هر دو فیلم ساخته جمهوری اسلامی ایران هستند و اگرچه تفاوت سلیقه در میان کارگردانان و نوع نگاه آنان به فضای موجود در ایران وجود دارد اما نهایتا در راستای اهداف فرهنگی ایران هستند.
به نظر میرسد اعلام خبر تقلب مهدی هاشمی رفسنجانی در رساله دکتری خود نیز در راستای این دیپلماسی انگلیس صورت گرفته؛ مسالهای که در روزهای آینده، جزئیات بیشتری درباره آن منتشر خواهد شد و پشت پرده آن نیز مشخص خواهد شد.
خبرگزاری فرانسه: ایران از نظر رشد علمی در صدر کشورهای جهان است
خبرگزاری فرانسه در گزارشی درباره تولیدات علمی کشورهای جهان اعلام کرد: تعداد مقالات علمی ایران از 736 مورد در سال 1996 به 13238 مقاله در سال 2008 رسیده است.
به گفته کارشناسان، جهان از نظر علمی در حال تغییر است و از نظر تولید علم کشورهای جدیدی بسرعت در حال ظهور هستند. گزارشها حاکی است هم اکنون چین از لحاظ تعداد مقالات علمی چاپ شده در مجله های علمی بین المللی در رده دوم بعد از آمریکا قرار دارد و به نظر می رسد ظرف چند سال آینده گوی سبقت را از آمریکا خواهد ربود.
پیش از این انگلیس در رده دوم تولید مقالات علمی چاپ شده قرار داشت.
بر اساس گزارش انجمن سلطنتی لندن هر چند که هم اکنون کشورهای غربی 10 کشور نخست این رده بندی را تشکیل می دهند اما در سالهای آتی سهم این کشورها در تولید علم کاهش خواهد یافت و علاوه بر چین، برزیل، هند، کشورهای خاورمیانه و جنوب شرق آسیا و کشورهای آفریقای شمالی جایگزین آنها خواهند شد.
ایران از نظر رشد علمی در صدر کشورهای جهان
در همین حال نشریه نیوساینتیست نیز نوشت: ایران از نظر رشد علمی در صدر کشورهای جهان قرار گرفت.
به گزارش واحد مرکزی خبر، این نشریه در پایگاه اینترنتی خود نوشت: تولید علم در ایران در فاصله سال 1996 تا 2008، هجده برابر شده و از 736 مقاله منتشر شده به 13238 مقاله رسیده است.
این خبری است که ممکن است بسیاری را به ویژه در کشورهای غربی که همواره سردمدار مطالعات علمی بوده اند، متحیر کند. ایران در بین کشورهای جهان سریعترین رشد را در انتشارات علمی داشته است.
خبر این رشد علمی سریع بر اساس آماری به دست آمده که این هفته "جامعه سلطنتی انگلیس" آن را منتشر کرده است و در آن میزان مقالات علمی منتشر شده و ارجاعات علمی را در فاصله سال های 1993 تا 2008 بررسی کرده است. طبق این آمار ترکیه نیز میزان برون داد علمی خود را بین 1996 تا 2008، چهار برابر کرده است. روند مشابهی در تونس، سنگاپور و قطر نیز مشاهده شده است.
در بعد گسترده تر، امریکا، اروپا و ژاپن همچنان در فضای علمی پیشتاز هستند اما برتری علمی آنها با رشد سریع کشورهای رو به توسعه، کاهش می یابد.
میزان مقالات علمی منتشر شده نویسندگان امریکایی از 26 درصد به 21 درصد کاهش یافته است حال آنکه چین توانسته جایگاه خود را در این فضا از رتبه ششم به رتبه دوم ارتقاء دهد. هند و برزیل نیز رشد سریعی در این عرصه دارند.
حمایت قاطع سازمان کنفرانس اسلامی از وضعیت حقوقبشر در ایران
پاکستان که به نمایندگی از کشورهای اسلامی در این اجلاس سخنرانی میکرد تاکید کرد که سازمان کنفرانس اسلامی شدیدا مخالف طرح قطعنامه علیه جمهوری اسلامی
ایران است و این اقدام را سیاسی تلقی میکند. نماینده سازمان کنفرانس اسلامی با اشاره به رویکرد فعال و مثبت جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق بشر از رهیافت اتخاذ شده توسط گروه غرب در شورای حقوق بشر انتقاد نمود و لابیهای گسترده آمریکا در داخل شورای حقوق بشر و نیز در کشورهای مختلف را مورد نکوهش قرار داد.
سفیر پاکستان در ادامه با تاکید بر ضرورت توجه به اصول همکاری در ارتقاء حقوق بشر نسبت به عواقب رهیافتهای سیاسی و گزینشی ابراز نگرانی کرده و تاکید نمود که نباید اجازه داد تا شورای حقوق بشر به عرصهای برای پیگیری اهداف سیاسی تبدیل شود و اگر چنین اتفاقی روی دهد شورای حقوق بشر به سرنوشت کمیسیون حقوق بشر دچار خواهد شد.
در این نشست همچنین سفرای کوبا، چین، موریتانی و اروگوئه علیه قطعنامه طرح شده علیه جمهوری اسلامی ایران سخنرانی کردند.
عضویت آمریکا در شورای حقوق بشر، نگران کننده است
سفیر جمهوری اسلامی ایران نیز قبل از رای گیری در خصوص قطعنامه مذکور طی سخنانی توجه اجلاس را به رویکردهای ضد حقوق بشری آمریکا جلب نمود. وی تاکید کرد که عملکرد آمریکا در کمیسیون سابق حقوق بشر باعث ناکامی آن نهاد بین المللی شد و باعث گردید تا جامعه بین المللی عضویت آمریکا را در آن سازمان پایان دهد. سفیر جمهوری اسلامی ایران افزود که عضویت آمریکا در شورای حقوق بشر نیز یک امر نگران کننده برای جامعه بین المللی است و این کشور از زمان حضور در شورای حقوق بشر روندی تخریبی در سازکارهای شورا داشته است.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در ادامه به عمکرد آمریکا در زمینه حقوق بشر اشاره کرد و گفت کشوری که با حمایت بیقید و شرط خود از جنایات رژیم صهیونیستی باعث نقض روزمره حقوق مردم فلسطین میشود صلاحیت حضور در شورای حقوق بشر را ندارد. وی تاکید کرد که سربازان آمریکائی در افغانستان افراد غیرنظامی را میکشند و با اجساد آنها عکس یادگاری میگیرند. در آمریکا عمل انزجار آور قرآن سوزی صورت میگیرد و دولت این کشور هیچ اقدامی در جلوگیری از آن صورت نمیدهد. کشوری با چنین کارنامه سیاهی نمیتواند مدعی حقوق بشر در سایر کشورها باشد.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژنو همچنین با اشاره به رویکرد جمهوری اسلامی ایران به موضوع حقوق بشر حضور جمهوری اسلامی ایران در این عرصه را مبتنی بر اعتقادات دینی و اصول برگرفته از قانون اساسی دانست و تاکید کرد که هیچ موضوعی نمیتواند بر اراده جمهوری اسلامی ایران در اتخاذ یک رویکرد مستقل تاثیر بگذارد.
سفیر جمهوری اسلامی ایران همچنین تاکید نمود که جمهوری اسلامی ایران صرفنظر از قطعنامههای سیاسی صادره، به مبارزه خود با سلطه طلبی و بیعدالتی در سطح جهان ادامه میدهد.
جزئیات جنگ روانی رژیمصهیونیستی علیه سوریه
" نتالی پرتز هارئیل " پژوهشگر صهیونیست، با انتشار مقاله ای در روزنامه دانشگاه حیفا ، اذعان کرد: با مشارکت اسرائیل جنگ روانی و تبلیغاتی علیه سوریه به راه افتاده که واحد جنگ روانی ارتش موسوم به "ملاط" آن را اداره میکند.
به گزارش شبکه خبری العالم، این واحد از "یانیف لافیتان" برای شرکت در تلاشهای تبلیغاتی علیه بشار اسد رئیس جمهوری سوریه کمک گرفته است.
به گفته هارئیل ارسال پیامک به شهروندان سوری ، جذب طرفداران صفحه های فیس بوک ویژه انقلاب سوریه ، شایعه سازی و انتشار آن از طریق رسانه های عربی ، سوری و یا افراد ، از جمله شیوه ها و ابزارهای جنگ روانی رژیم صهیونیستی علیه دمشق است.
هارئیل گفت واحد جنگ روانی مقاله ها و گزار
ش های خبری را که صرفا به منظور تضعیف روحیه رهبری سیاسی ، نظامی و امنیتی در سوریه تهیه شده منتشر می کند و با دنبال کردن خبرها ، سخنان و حرکات بشار اسد و نزدیک ترین افراد به وی ، سعی دارد این شخصیت ها را زیر سوال ببرد و اسد را وادار به کنار گذاشتن آنها کند.
این پژوهشگر افزود : ژنرال ماهر و حافظ برادران رئیس جمهوری و رامی مخلوف پسر دائی بشار از جمله شخصیت هایی هستند که در خلال جنگ روانی اسرائیل مورد هدف قرار گرفتهاند.
هارئیل تاکید کرد که واحد جنگ روانی همچنان در تاثیر گذاشتن بر بشار اسد به عنوان فردی استوار و آرام که حتی برای آرام کردن تظاهرکنندگان به خود زحمت نداد در انظار عمومی ظاهر شود ، ناامید نشده است.
وی درهمین حال افزود : به نظر می رسد اعتماد به نفس بالای بشار اسد بر بیشتر مسئولان نظام سوریه تاثیر گذاشته است.
به عقیده این پژوهشگر اسرائیلی بعد از گذشت 50 روز از آغاز جنگ های روانی و تبلیغاتی علیه سوریه ، اسرائیلی ها و حاکمان عرب نتوانستند حتی بر یکی از سفیران سابق سوریه در خارج تاثیر بگذارند و آنها را به جدایی از او سوق بدهند.
این پژوهشگر اسرائیلی در باره راه حل ناکامی برای تاثیر گذاشتن بر مقام های سوریه گفت : راه حل ، پذیرفتن این واقعیت است که باید با اوضاع سوریه همانطور که هست و با وجود رئیس جمهوری که اکنون بیش از پیش او را می شناسیم و در برابر هر نوع جنگ روانی و تبلیغاتی تاثیر ناپذیر است ، برخورد کنیم.
هارئیل افزود : شخصیت و اعتماد به نفس بشار اسد ابزاری است که تا به امروز چیزی برای مقابله با آن نیافته ایم.
فاکس نیوز: ارتش سایبری ایران بسیار ماهر و غیرقابل کنترل است
شبکه خبری فاکس نیوز در پایگاه اینترنتی خود می نویسد: ایران در حال مهیا نمودن ارتش سایبری خود برای مقابله با هرگونه منازعه ای در این زمینه می باشد تا بدین وسیله با دشمنانش مقابله نماید.

بنابراین گزارش، رضا کهلیلی (خلیلی) جاسوس آمریکایی در گفتگویی اعلام داشت: جوانان هوادار نظام بسیار زیادی در ایران با سواد بالا و متخصص در امور رایانه ای می باشند و همچنین متخصصین رایانه ای دیگری که بسیار توانمند هستند.
کهلیلی همچنین گفت: حملات سایبری بی خطر و آنچنان هزینه بر نیست و نیاز به موشک و ناو جنگی و از این قبیل ندارد.
محسن سازگارا، فراری مقیم آمریکا مستقر در واشنگتن دی سی، نیز دراین باره به فاکس نیوز می گوید: متخصصین رایانه ای ایرانی برنامه های بسیار پیچیده ای می نویسند که حتی خبرگان رایانه ای خارجی از درک آن عاجز هستند بنابراین دست دولت ایران برای استخدام چنین افرادی بسیار باز می باشد.
سازگارا در ادامه با اشاره به هک شدن سایتش توسط ارتش سایبری ایران و نیز سایت خبری صدای آمریکا گفت: هکرهای ایرانی بسیار ماهرانه عمل کردند البته من نمی دانم پشت این افراد چه گروهی قرار دارد.
دوید آلبرایت، رئیس موسسه امنیت علوم بین المللی نیز گفت: ایران قادر به ایجاد یگان نبرد سایبری خواهد بود و آمریکا باید منتظر حمله سایبری ایران باشد.
فاکس نیوز در خاتمه نوشت: دیری نخواهد پایید که از ارتش سایبری ایران بیشتر بشنویم و باید اذعان داشت که راه خاصی برای مقابله با نبردهای سایبری آنها نیست.
وقتی بلاگرهای ایرانی، خواب خوش ضدانقلاب در اینترنت را آشفته میکنند
اینترنت و آنچه در ایران به عنوان فضای مجازی شناخته میشود، مدت زمان زیادی نیست که ایرانیان را درگیر خود کرده و به یک رسانه تاثیرگذار بسیار مهم بر عرصه تحولات فرهنگی، اجتماعی و به ویژه سیاسی جامعه ایرانی تبدیل شده است اما در همین مدت زمان نه چندان بلند هم، این دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران بودهاند که از آن به نفع خود و علیه ایران استفاده بهینه کردهاند.
فارغ از برخی کمبودهای تجهیزاتی و فنی که البته در سالهای اخیر تا حد بسیار زیادی مرتفع شده، ناآشنایی کاربران ارزشی با نحوه فعالیت در شبکههای مجازی و عدم نیاز به اینگونه اقدامات باعث شده بود اینترنت تا همین یکی - دو سال پیش به عنوان جولانگاه رسمی ضدانقلاب شناخته شود و هیچ عرصهای برای حضور حامیان انقلاب اسلامی وجود نداشته باشد.
اما آنچه که سبب شد تا این افراد متوجه اهمیت و تاثیرگذاری ویژه فضای مجازی شوند، حوادثی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ افتاد؛ حوادثی که به طور هماهنگ و برنامهریزی شده از سوی رسانههای اینترنتی شکل گرفت و تمامی تبلیغات رسانهای حول و حوش آن نیز به یاری این سایتها تدارک دیده شد.
ای مساله باعث شد تا فعالان ارزشی در حوزههای مختلف به اهمیت اینترنت در جنگ تمدنها پی ببرند و حضور منسجم و هماهنگ در این عرصه داشته باشند؛ حضوری که سبب شده اکنون که در پایان سال ۸۹ هستیم، رسما شاهد اذعان فعالان رسانهای داخلی و خارجی به موفقیتهای خیره کننده آن هستیم.
وبلاگها؛ خط مقدم جنگ نرم
در میان تمامی رسانههای اینترنتی و شبکههای اجتماعی مانند فیس بوک، مای اسپیس، گودر، توئیتر، فرندفید و... هنوز جایگاه درخشان «وبلاگ» قابل مشاهده است؛ جایگاهی که نشاندهنده اهمیت این خدمت فضای مجازی به کاربران است.
اگرچه حضور پرقدرت شبکههای اجتماعی سبب شده تا برخی کارشناسان از کمرنگ شدن نقش وبلاگها در این عرصه خبر دهند اما حوادث سال گذشته ایران نشان داد که این سایتهای غیررسمی و خودمانی کاربران نقشی بسیار مهم بر مسائل مهمی همانند امنیت ملی کشورها دارند و به نوعی در خط مقدم جبهه جنگ نرم قرار دارند.
همین جایگاه ویژه و استرتژیک است که فعالان اینترنتی را به برگزاری جشنوارهها مختلف برای انتخاب بهترین وبلاگها واداشته است؛ جشنوارههایی که با توجه به حضور پررنگ مخالفان ایران در فضای مجازی، به طور انحصاری در اختیار آنان قرار داشت.
یکی از معروفترین این جشنوارهها، مسابقهای بود که تلویزیون دولتی آلمان «دویچهوله» در سالهای اخیر برگزار و بهترین وبلاگ فارسیزبان را معرفی میکرد؛ مسالهای که البته با توجه به رویکرد این رسانه علیه جمهوری اسلامی ایران، چشمانداز مناسبی برای کاربران ایرانی نداشت و همواره یک وبلاگ ضدانقلاب را به عنوان برترین وبلاگ انتخاب میکرد.
نگاهی به اسامی داوران این جشنواره هم جهتدار بودن آن از جهت سیاسی را مشخص میکند؛ از «حسین درخشان» در زمانی که به سرزمینهای اشغالی سفر کرده بود و هنوز حامی منافع ایران نشده بود تا «آرش آبادپور» که طبق نوشته رسمی خود در وبلاگش، همکار بخش فارسی بنیاد «خانه آزادی» وابسته به دولت ایالات متحده است.
همین مساله سبب شد تا فعالان رسانهای در داخل کشور به فکر طراحی یک مسابقه ملی و بومی در این زمینه بیفتند و اجازه ندهند تا دشمنان ایران دست به مصادره فعالیتهای فارسیزبانان در عرصه وب بزنند؛ تلاشی که نهایتا در سال ۸۹ به فرجام رسید و جشنواره «چهره ۸۹» به همت بلاگرهای ایرانی آغاز به کار کرد.
نمایش پرقدرت در اولین گام؛ وقتی کاربران ایرانی، ضدانقلاب را به حاشیه راندند
وقتی سایت وبلاگنیوز از آغاز به کار این جشنواره خبر داد، اگرچه اکثر فعالان اینترنتی از آن استقبال کردند و این اتفاق را آغازگر راهی خوش سرنوشت ارزیابی کردند اما کمتر کاربری تصور میکرد که اولین دوره این جشنواره آنقدر بازخورد داشته باشد که صراحتا مسابقه چندین ساله تلویزیون دولتی آلمان را تحتالشعاع خود قرار دهد؛ به نحوی که نگاهی گذرا به فضای وب فارسی مشخص میکند هیچ حرفی از آرش آبادپور و مسابقهاش در میان نیست و همه در حال سخن گفتن از وبلاگهای برتر موردنظر خود در چهره ۸۹ هستند.
این موفقیت چشمگیر و استقبال گسترده بلاگرها نشان داد که جای چنین اقدامی در فضای مجازی بسیار خالی بوده و فعالان اینترنتی مشتقانه منتظر ارائه چنین طرحهایی از سوی مراجع قانونی بودهاند؛ مطالبهای که البته این بار هم به صورت خودجوش و توسط کاربران ایرانی پاسخ گفته شد و نهادهای مسئول دخالتی در آن نداشتند.
همین موضع سبب شده تا کارشناسان رسانه، دوران تسلط بیچون و چرای مخالفان ایران بر فضای مجازی را پایان یافته قلمداد کنند و از آغاز عصرجدید فعالیتهای اینترنتی خبر بدهند؛ عصری که در آن ایرانیانی که در ایران زندگی میکنند مسئول ساماندهی فعالیتهای وب فارسی هستند، نه افرادی که اگرچه فارسی حرف میزنند اما در کانادا و آمریکا مشغول فعالیت علیه وطن خود هستند.
نمازجمعه هاشمی در سال 87 استارت پروژه دروغین تقلب در انتخابات بود
حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در مصاحبه با ویژه نامه نوروزی
روزنامه خراسان که سایت مشرق آن را منتشر کرده، تمام قد از عملکرد خود و وزارت اطلاعات در دوران تصدی این وزارت خانه دفاع می کند. او این گفته را که وزارت اطلاعات حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 را پیش بینی نکرده بود، نپذیرفته و می گوید: «آن زمان وزارت اطلاعات بروز چنین اتفاقاتی را بعد از انتخابات پیش بینی می کرد اما نه به این عمق و سطح» «اولین بار به احتمال قوی سال 86 البته شاید هم سال 87 بود گزارش هایی را به مسئولان ذی ربط دادیم، مطرح کردیم دشمن در کشور ما دنبال انقلاب مخملی و انقلاب رنگین است. اما بعضی از مسئولان نظام من را مسخره کردند که این چه حرفی است که می زنید! تنها کسی که به گزارش های وزارت اطلاعات اعتنا کرد و ما را تشویق کرد و دستور پیگیری داد مقام معظم رهبری بود.» محسنی اژه ای در این مصاحبه 2 ساعته که البته در 2 مرحله و هر کدام به مدت یک ساعت انجام شد ناگفته های بسیار دیگری را نیز بیان کرد.
«از نیمه دوم سال 87 بود که استارت مربوط به مطرح کردن ماجرای تقلب در انتخابات زده شد این بار چون کلمه تقلب به کار رفته بود برخلاف دوره های قبل که وزارت اطلاعات چند ماه مانده به انتخابات ستاد انتخابات خود را تشکیل می داد 4 ماه مانده به پایان سال 87 ستاد انتخابات را تشکیل دادیم.»«به عنوان نمونه بعید می دانم یکی از کسانی که الان نامش جزو سران فتنه قرار گرفته با توجه به شناختی که از او دارم و نشست و برخاستی که برای مدت طولانی با او داشتم از اول این برنامه که امروز دنبال می کند را در ذهن داشته است» «در ماجرای کهریزک به نظر من اولین ...» و ...
به عنوان اولین سوال، جایگاه قوه قضائیه در کشور را چطور ارزیابی می کنید؟
قوه قضاییه و کار قضا هم ازنظر شرع مقدس وهم از نظر قانون اساسی کاری حائز اهمیت و خطیر بوده و وظایفی که برای قوه قضاییه تعریف شده بسیار سنگین است. اگر قوه قضاییه واقعا یک دستگاه مستقل و مقتدر و دارای صحت عمل باشد می تواند سلامت حکومت و سلامت جامعه را تضمین کند و اگر هم این خصوصیات و ویژگیها را نداشته باشد نه تنها نمیتواند سلامت جامعه و مردم را ضمانت کند بلکه ممکن است دراختیار گروهی خاص قرار گیرد مثلا فرض کنید حکومت به ضرر مردم عمل کند که در خیلی از نظامها این گونه است و یا خرده جریانهای سیاسی و جریانهای پولی در آن نفوذ کند و یا نتوانند حق را اجرا کنند و آن چه اجرا می شود به ضرر جامعه و مردم باشد. بنابراین همه ما باید تلاش کنیم جایگاه قوه قضاییه و جایگاه قضا و قاضی را حفظ کنیم، درمرتبه اول خود دستگاه قضایی باید جایگاه خود را حفظ کند و سپس این قاضی است که باید شأن دستگاه قضا و قضاوت و خود را حفظ کند، مردم هم باید نسبت به دستگاه قضا و قاضی این احترام را داشته باشند.
از امکانات موجود در قوه راضی هستید؟
برای این که دستگاه قضایی و حتی یک قاضی بتواند کار خود را به درستی انجام بدهد بدیهی است باید امکانات و ابزار مناسب کار موجود باشد.اگر دستگاه قضایی از امکانات لازم ، نیروی مناسب و تجهیزات اداری و از موقعیت و جایگاه اداری لازم برخوردار نباشد طبیعی است که نمیتواند وظیفه خود را به درستی انجام بدهد. یکی از کمبودهایی که تقریبا در دورههای مختلف پیوسته با آن مواجه بوده ایم کمبود نیروی انسانی و منابع انسانی است اعم از قاضی و کارمند. با توجه به افزایش جمعیت و تنوع جرایمی که پیش آمده، بسیاری از جرایمی که امروز به وجود آمده 4سال پیش یا 10- 20سال پیش وجود نداشته است.
به عنوان مثال جرایم رایانه ای و یا مسئله پول شویی. با توجه به افزایش جمعیت کشور و کثرت جرایم به شدت دچار کمبود قاضی و کادر اداری هستیم. گرچه جذب قاضی بر عهده خود دستگاه قضایی بوده ولی با توجه به این شرایط با کمال تأسف باید بگویم که دستگاه قضایی در طول این مدت آن گونه که باید و شاید موفق نبوده است.این مسئله مربوط به دورههای مختلف می شود، دوره قبل از آیتا... لاریجانی و قبل از آیتا... شاهرودی ما در مورد تربیت آموزش وجذب کادر قضایی به صورت کمی و کیفی توفیق چندانی نداشتیم جذب کارمند اداری هم که اصلا در دست قوه قضاییه نیست.
طبق برآوردی که در دوره آیتا... لاریجانی صورت گرفته است حداقل به 3000کارمند نیاز داریم. دراین باره مدتهاست که بین دولت و قوه قضاییه صحبت شده اما تا کنون هیچ اتفاقی در این مورد نیفتاده است.مدتی است که دولت اعلام کرده قوه قضاییه می تواند از نیروهایی که در این بخش تعدیل شده اند استفاده کند.اگرچه نمی گوییم که مطلقا نمی توان از این نیروها استفاده کرد، ولی از بحث صلاحیت آن ها که بگذریم آیا نیروهایی که تا کنون در شرکت مخابرات ، وزارت نیرو یا دیگر وزارت خانه هایی که بر اثر خصوصی سازی واگذار شده اند فعال بوده اند برای قوه قضاییه مفید هستند ؟ مشکل دیگر قوه قضاییه در مورد امکانات و تجهیزات است، اگر در مورد بودجه دستگاه قضایی قوه مقننه و قوه مجریه کمک نکنند و بودجه قوه قضاییه را به صورت جهشی برای یک بار ترمیم نکنند و بخواهند مانند گذشته افزایش سنواتی بودجه این دستگاه را اعمال کنند مشکل قوه قضاییه به این زودیها رفع نخواهد شد.
به عنوان نمونه می توان به پزشکی قانونی اشاره کرد بخشی که هر روز تعداد زیادی از افراد با آن سرو کار دارند و حتی بسیاری از پروندههای دستگاه قضایی تا اعلام نظر پزشکی قانونی متوقف می شود چرا که قاضی قبل از اعلام نتیجه از این بخش، امکان اظهار نظر ندارد. می توانید شرایط پزشکی قانونی را از لحاظ ساختمان ،تجهیزات، امکانات آزمایشگاهی که امری بسیار ضروری است از جهت کادر فنی و پزشک مشاهده کنید .سازمان زندانها هم شرایطی مشابه دارد بخصوص آن که در سال 76 قانونی تصویب شد که بر اساس آن دولت موظف شده بود اردوگاههای مواد مخدر را تجهیز کند اما باید دید تا کنون که پایان سال 89 هستیم چند اردوگاه تجهیز شده است؟ نمیخواهم به دنبال مقصر بگردم اما بالاخره این وضعیت موجود است.
اگر مجلس و دولت واقعا کمک نکنند و افزایش جهشی بودجه به قوه قضاییه اختصاص ندهند قطعا دستگاه قضایی نمیتواند مأموریت خود را درست انجام بدهد و همین امر موجب نارضایتی مردم می شود. از این گونه مسائل که بگذریم طبیعت کار قضا به نحوی است که اکثر افراد ناراضی می شوند. بعضی می گویند که تمام کسانی که به این دستگاه رفت و آمد دارند و بعضیها هم می گویند 50 درصد از این دستگاه ناراضی هستند. زیرا آن کس که حکم علیه اوست ناراضی است و آن کسی که حکم به نفع اوست می گوید بیشتر از این حق من بود.
بنابراین طبیعت کار قضا این هست که مردم به نحوی ناراضی هستند و اگر ما بخواهیم رضایت مردم را تحصیل کنیم باید امکانات خوب ، نیروی مناسب و مکان مناسب داشته باشیم. به هر صورت دستگاه قضایی از نظر شرع ، قانون و عرف جایگاه مهمی دارد . آیت ا... لاریجانی این درد را به خوبی احساس کرده و به به مقام معظم رهبری ، مجلس و ریاست قوه مجریه منتقل کرده اند و امیدوار هستیم که بتوانیم با کمک مجلس و دولت در سال آینده به گونه ای این مشکل را حل کنیم.
ارزیابی شما از دوره های مختلف ریاست قوه قضاییه چیست؟
من اعتقادم این است که ما وقتی میخواهیم هر چیزی ، هر کسی و هر مدیری را ارزیابی بکنیم باید با توجه به زمان خودش این کار را انجام بدهیم.من درشرایط فعلی نمی توانم بگویم مثلا ده سال پیش فلان وزیر و مدیر کل معاون و یا فلان رئیس دستگاه بدون لحاظ شرایط و تنگاهایی که ایشان در آن زمان داشته موفق بوده یا نبوده است ؟
این گونه قضاوت کردن بیانصافی است مثلا گاهی دولت و یا قوه قضاییه آمار می دهند که ما در عرض چهار سال به اندازه 15 سال گذشته کار کردیم. این گونه آمار دادن به نظر من اصلا صحیح نیست چرا که طی 15 سال پیش زیر ساختهایی که طی زمان به وجود آمده موجود نبوده ولی اکنون زیر ساختها و فونداسیون و مقدمات کارها فراهم شده است اگر مقدمات قبلی نبود موفقیت های بعدی هم حاصل نمی شد.
در زمان شورای عالی قضایی ، دوره آیتا... یزدی و در دوره آیتا... شاهرودی تلاشهای فراوانی صورت گرفته است از طرفی در زمان هر کدام از این مسئولان قضایی با وجود محدودیتها و مضایقی که وجود داشت کارهای بسیار خوبی انجام شد اما آیا ما در نقطه مطلوب هستیم؟ خیر! به هیچ وجه، ما حقیقتا در نقطه مطلوبی که بگوییم امروز دستگاه قضایی در نقطه ای مطلوب قرار دارد نیستیم به گونه ای که هم قوانین خوب اجرا شود و هم حق به حقدار برسد و هم همه راضی باشند. اما امتیازاتی که در این دوره وجود دارد این است که از نظر سن آیتا... لاریجانی از روسای قبلی کمتر است این موضوع از آن جهت مثبت است که فرد جوانتر می تواند وقت بیشتری را صرف کار قضایی کند و ضمن آن که با نشاط تر است می تواند در میادین مختلف حضور بیشتری پیدا کند علاوه بر این که آیت ا... لاریجانی حقیقتا با اینکه سن زیادی ندارند ولی فرد دانشمندی است .ایشان فردی بسیار باهوش سریعالانتقال و با استعداد هستند هم در دروس حوزوی و هم در دروس دانشگاهی در رشته خودشان بسیار موفق بوده اند.ایشان دکترای فلسفه دارند خوب درس خواندند و حقیقتا ملا هستند . به نظر من تلفیق یک جوان دانشمند آشنا به مسائل روز و آشنا به فقه و اصول و موازین اسلامی امتیازی است که این دوره نسبت به دورههای قبل وجود دارد.
مطلب بعدی تیمی است که ایشان دارند؛ تیمی همراه و همنظر. خیلی نگاهها به هم نزدیک است و خیلی با هم رفیق و صمیمی و یار هستند و البته یار ریاست قوه. این ویژگی باعث می شود که کارها رو به جلو پیش برود اگرچه این موضوع در دوره های قبل هم وجود داشته اما در این دوره این مسئله را به شکل بارزی می بینم.
برخی اقدامات مهم در زمان آیت الله شاهرودی با انتقادات زیادی همراه بود، مثل جرم زدایی.
آیتا... شاهرودی به درستی دنبال این بودند که تا آنجایی که مقدور است جرمزدایی کنند و این سیاست درستی بود. به لحاظ تنگناهایی که آیت ا... شاهرودی احساس کرده بودند مبنی بر این که عناوین مجرمانه زیاد شده و زندانهای ما محدودیت دارند و از طرفی نیروی قضایی دستگاه قضایی و بودجه کم است. ایشان در یک مقطع زمانی گفتند زندانیانی که به واسطه توزیع میزان معینی مواد مخدر دستگیر شده اند را زندانها تحویل نگیرند و این امر بخشنامه شد که همین باعث شده بود که بسیاری از توزیع کنندگان جزء مواد مخدر جری شوند و این امر مشکلاتی را ایجاد کرده بود.
مورد دیگر، به لحاظ تنگناهایی که وجود داشت راهکاری که پیش بینی شده بود، دادن مرخصی های فراوان به افراد زندانی بود آن هم در شرایطی که شاکی بعد از شکایت و گرفتن حکم قطعی متهم را به زندان می انداخت اما بعد به راحتی به او مرخصی می دادند آن هم مرخصی با زمان نامحدود و یا گاهی عفوهای پی در پی و این هم باعث جری شدن بعضی از مجرمان شده بود.
در مورد مواد مخدر هم عوامل و قاچاقچیان اصلی فرد دیگری را اجیر می کردند تا با حمل بار و دادن مبلغی کلان به او و همچنین تامین خرج زندگی خانواده او به زندان برود .البته این موضوع در حال حاضر به صورت صد در صد هم رفع نشده است اما ریسک خطر آن بالا رفته است .به هر صورت سیاست جرم زدایی و زندان زدایی سیاست کاملا صحیحی بود سیاستی که الان هم دنبال می شود ولی در زمان آیت ا... شاهرودی در این زمینه تحرک بیشتری بود . در مورد دادن مرخصی به زندانیان با توجه به مطالعه ای که خود آیتاله لاریجانی داشتند و با بررسی دیگران مشخص شد این وضعیت قابل قبول نیست که افراد به این میزان مرخصی بروند بدون آن که اصلا متنبه شده و گناه خودشان را جبران کرده باشند بنابراین لازم بود که با این افراد که شرارت میکنند برخورد جدی و سریع صورت بگیرد و این برخورد سریع و با جدیت از مختصات این دوره قضایی است و البته امکان دارد که این موضوع تبعاتی هم داشته باشد که برای تبعات این موضوع باید چارهاندیشی کنیم . امروز مواد مخدر معضل کل دنیاست و در حال حاضر مبارزه قابل توجه و قاطعانه با مواد مخدر شروع شده است. دایرهای هم در دادستانی ایجاد کرده ایم که به طور مشخص و با کمک نیروی انتظامی موارد را پیگیری می کنیم.
یکی از موضوعات مهمی که طی دو سال اخیر قوه قضاییه را درگیر کرده است حوادث سال گذشته همزمان با انتخابات ریاست جمهوری است . از نگا ه شما ریشه فتنه و شاخص های موثر در این فتنه چه بوده است؟
این مرحله از تاریخ ما نقطه عطفی در ادوار مختلف تاریخی کشورمان بود. در این مرحله انقلاب اسلامی ناب با ساختاری بی نظیر حداقل درحکومت ها ی موجود در گذشته و حال به نام ولایت فقیه تشکیل شد . از جمله مشخصه های نظام ما استقلال کامل و تاکید کامل بر موازین اسلامی ، ظلم ستیزی و استکبار ستیزی و حمایت از محرومین و حمایت از همه انسان های مظلوم و بخصوص مسلمانان مظلوم در همه دنیا است ،این موضوعات عداوت دشمنان ما را افزون کرد و بخصوص جهانخواران و درراس آن غرب و آمریکا را از ابتدای انقلاب درمقابل جمهوری اسلامی ایران قرار داد. آن ها ابتدا تلاش کردند که انقلاب به وقوع نپیوندد بعد تلاش کردند انقلاب را شکست بدهند بعد جنگ را تحمیل کردند و سپس سعی کردند که انقلاب را استحاله کنند و از درون بپوسانند. بعد از آن هم تلاش کردند که از نفوذ انقلاب به خارج از مرزهای خودمان جلوگیری کنند الان هم این مقابله همچنان هست و تا زمانی که جمهوری اسلامی با همین مبانی که شروع شده ادامه داشته باشد دشمنی هایشان ادامه خواهد داشت .ولی نباید آن چه رخ داده را صرفا منحصر به این موضوعات کنیم چرا که حتما ریشه های داخلی هم وجود دارد که بی تاثیر نیست. علاوه بر دشمن، مسائل دیگری در ایجاد این شرایط تاثیر داشتند . از جمله انسان هایی که نتوانستند مسائل فرعی و اصلی را به درستی از هم تشخیص بدهند افرادی که حتی خصلت های شخصی آن ها باعث شده بود که از انقلاب زاویه بگیرند.
ما حسد را دست کم می گیریم و حال آن که حسد یکی از صفات بسیار مذموم است و ممکن است حسد انسان را به جایی برساند که در مقابل حق مسلم و روشن بایستد .یکی از صفات ناپسند این است که ما به حق خودمان قانع نیستیم و زیاده تر از حق خودمان را می خواهیم و قادر نیستیم اقدامی داشته باشیم اما گاهی می خواهیم و می توانیم قدم هایی در جهت زیاده خواهی خودمان برداریم وبرای رسیدن به این جایگاه اقدام می کنیم و مشکلاتی ایجاد می کنیم .
یکی از عوامل اصلی در ایجاد این فتنه، مقابله باطل با نظام برحق ما بوده و هست ولی در کنار این افراد داخلی هم بودند که در طول 31 سال بعد از انقلاب به لحاظ جهات شخصی با نظام زاویه پیدا کردند و آرام آرام درجهت خاص دشمن قرار گرفتند و چه بسا بعضی الان همراه با دشمن حرکت می کنند . به عنوان نمونه بعید می دانم یکی از این کسانی که الان نامش جزو سران فتنه قرار گرفته با توجه به شناختی که از او دارم و نشست و برخاستی که برای مدت طولانی با او داشتم از اول این برنامه که امروز دنبال می کند را در ذهن داشته است. در روزهای اول در صحبتی که با ایشان داشتم عنوان می کرد که «تو مطمئن باش که آن چه که نسبت به اصل نظام باشد و نظام را تضعیف کند حتی اگر صد درصد به ضرر خودم باشد آن کار را انجام نمی دهم، مطمئن باش از ولایت فقیه و ولایت رهبری دست بر نخواهم داشت.»
این صحبت ها دقیقا چه زمانی بین شما و ایشان مطرح شد؟
شاید یک مورد از این صحبت ها بعد از انتخابات انجام شده باشد ولی یقین دارم از این نوع صحبت ها قبل از انتخابات بود یعنی زمانی که ایشان هنوز نامزدی خود را به صورت رسمی اعلام نکرده بود و بعد از آن. خود ایشان از اولین کسانی بود که نامزدی خود را درانتخابات اعلام کرد. منظورم آقای کروبی است .ایشان اصرار می کرد که شما مطمئن باش که در هیچ شکلی متکی به خارجی ها نخواهم شد ولی امروز می بینیم غیر از این است. بنابراین علاوه بر دشمن، عوامل درونی و شخصی نیز، صفاتی که انسان را از مسیر آرام آرام خارج می کند مانند لجبازی و یکدندگی، گاهی کار را به جاهای خطرناک می رساند.
همه نمی توانند وقتی حرفی می زنند و می فهمند که اشتباه است براحتی از حرفی که زده اند برگردند.اگر خدای نکرده نفس بر ما مسلط شد چه بسا حق مسلم را نادیده میگیریم و برای این که از حرف باطل خودمان برنگردیم راهمان را تا ثریا کج ادامه می دهیم. به هر صورت تاحق هست باطل جولان می دهد منتهی ممکن است که تاکتیک دشمن عوض شود یک روز جنگ نرم است یک روز جنگ سخت و روز دیگر جنگ دیگر.
بصیرتی که مقام معظم رهبری می فرمایند مسئله ساده ای نیست بصیرت یعنی همان معرفت دقیق و شناخت درست از مجموعه .اگر بعد از شناخت دقیق حق و تشخیص اولویت ها، مسائل اساسی را از مسائل فرعی تشخیص دادیم و سبک و سنگین کردیم و صبر و استقامتی که در پیمودن هر راه درستی لازم است را داشته باشیم راه را درست رفته ایم.ملت ایران و جامعه ایرانی و فضای حاکم بر آن این گونه بوده از اول تا حال هم شناخت خوبی داشتند و بر اساس شناخت خوبشان پشت سر ولی فقیه قرار گرفتند و فهمیدند که اگر بخواهند راه را به سلامت طی کنند باید پیرو ولی فقیه باشند واستقامت داشته باشند .
فکر نمی کنید دستگاه قضایی کوتاهی کرده و در شرایطی که به وجود آمد بهتر می توانست عمل کند؟
این جمله صحیح نیست که کوتاهی کرده. نه به عنوان این که امروز در دستگاه قضایی هستم یا متعصبانه می گویم . این جریانی که سال قبل اتفاق افتاد جریانی دارای ابعاد مختلف است. کسانی که در یک صف قرار گرفتند افرادی کاملا متفاوت بودند و انگیزه های متفاوتی داشتند ولی عملا در یک صف بودند و امکان ندارد که با یک مسئله چند بعدی و دارای مصادیق متعدد با انگیزه های مختلف و با تابلوها و عناوین مختلف و با یک عقبه کاملا متفاوت ،به همه یک نگاه داشته باشیم و بخواهیم با همه این قضایا فقط از طریق قضایی اقدام شود این نتیجه معکوس خواهد داشت.
بنابراین اگر چه ممکن است بتوان دستگاه قضایی را از جهاتی نقد کرد ولی در طول سال گذشته و امسال قوه قضاییه زحمات فراوانی کشید. دستگاه قضایی همراه با سایر دستگاه ها و در جاهایی مقدم بر سایر دستگاه ها عمل کرد و مجموعه اقدامات نظام که بخشی از آن بر عهده قوه قضاییه بود این فتنه عظیم را خنثی کرد و با هزینه نه چندان زیاد جلویش را گرفت.
الان خوب می توانید بفهمید که عمق و گستردگی قضیه چقدر بوده است .
برنامه ریزان گذشته و حال و دشمنان ما در این قضیه چقدر سرمایه گذاری کردند اگر به این مجموعه نگاه کنیم می فهمیم که با یک هزینه نه چندان زیاد چه کار عظیمی انجام شده و چه توطئه ای خنثی شده است البته بی هزینه نبوده. نیروی انتظامی، نیروهای بسیج و مردمی که کتک خوردند و لطمه دیدند، هزینه ای متحمل شدیم. اما توطئه عظیمی که خنثی شد با این مقدار هزینه بسیار ناچیز است بخصوص اگر در مقایسه با موارد مشابه در دنیا آن را مقایسه کنیم و این به عنایت پروردگار و بعد تدبیر و درایت و مدیریت مقام معظم رهبری بر می گردد و اطاعت مردم از ولی فقیه و هوشیاری آن ها در صحنه که همه موثر بوده است.
به هر صورت دستگاه قضایی کارهای بسیار پرحجم و خوبی کرده در عین این که ممکن است بخش هایی از کارهایش قابل نقد باشد .این اقدامات اکنون هم ادامه دارد. تعداد پرونده هایی که در دادسرای تهران تشکیل شده حجم قابل توجهی است و واقعا بعضی از بازپرس ها و مسئولان دادگاه های ما برای مدتی اصلا نتوانستند وقتشان را صرف زندگی خصوصی اشان کنند حتی شب عید سال قبل هم سر کار بودند . لذا این که بگوییم قوه قضاییه کار کمی کرده یا کاری نکرده حتما صحیح نیست.قوه قضاییه حتما در خنثی کردن و مقابله با این توطئه نقش داشته است.
آیا هدف آن هایی که در فتنه دخلیل بودند از ابتدا همان راهی بود که تا امروز ادامه پیدا کرد؟
خیلی از کسانی که در فتنه سال گذشته به خصوص ماه های اول در این صف قرار گرفتند عاقبت قضیه را نمی سنجیدند که دشمن تا کجا این مسیر را دنبال می کند و خودشان هم کردند به زعم این افراد این فرض که که تقلب صورت گرفته است واقعی بود. لذا شما می بینید از زمان صحبت مقام معظم رهبری در 28 خرداد ریزش ها شروع شد و تا الان ادامه پیدا کرد. یک اقدامی شاید امروز برای یک فرد نابخشودنی باشد ولی در یک سال و نیم پیش قابل اغماض است بنابراین از اقدامات قوه قضاییه هم صرف بحث قضایی نبوده بلکه همراهی با سایر دستگاه ها نیز بوده است .قوه قضاییه طبق قانون در این باره هم وظیفه دارد.
یعنی از دستگاه قضایی در شورای امنیت کشور باید نماینده حضور پیدا کند. در شورای عالی امنیت ملی علاوه بر این که رییس قوه قضائیه هم عضو هستند در برخی از مسائل دیگر هم اگر دبیرخانه دعوت کند، آن جا هم از قوه قضاییه دعوت می کنند و ما ملزم به همکاری هستیم.
نحوه عملکرد وزارت اطلاعات در دوران شما برای کشف و شناسایی عوامل فتنه و همچنین نقش وزارت اطلاعات در مورد مدیریت موضوع را چقدر مناسب می دانید؟
بحثی در این جا مطرح است مسئله جنگ نرم و انقلاب مخملی است که دشمن دنبالش بود و آن را در قضیه انتخابات بروز و ظهور داد. این یک بحث است که در این زمینه شاید وزارت اطلاعات مقدم بر همه نهادها بود .خاطرم هست که اولین بار بعد از این که گزارشاتی را به مسئولان ذیربط دادیم مطرح کردیم دشمن در کشور ما دنبال انقلاب مخملی و انقلاب رنگین است. هرچند تاکید کردم که دشمن البته کور خوانده و ایران اسلامی دیگر کشورها نیست اما آن ها دنبال این قضیه هستند.همان موقع بعضی از مسئولان نظام من را مسخره کردند که این چه حرفی است که می زنید !
چه زمانی این موضوع را مطرح کردید؟
به احتمال قوی سال 86 بود. البته شاید هم 87 .به هر صورت قطعا قبل ازسال 88 بوده است .
نمی توانستیم این موضوع را جا بیندازیم که این بار دشمن ما تمام همتش را بر مسائل فرهنگی و اجتماعی و فراهم کردن یک انقلاب مخملی درکشورمان متمرکز کرده است .وقتی این را می گفتیم واقعا برخی ما را مسخره می کردند !
ما برای این که این قضیه را جا بیندازیم چند نمونه را دستگیر کردیم تا مستنداتی که قابل فهم بیشتری باشد ارائه بدهیم . همین آقای تاجبخش که بعدا در قضایای فتنه دستگیر شد محکومیت بالای 15 سال حبس گرفت که البته خاطرم نیست حکمش در دادگاه تجدید نظر تایید شد و یا خانم هاله اسفندیاری . نه این که ما این ها را عناصر مهمی می دانستیم بلکه می خواستیم این مطلب را جا بیندازیم که این ها دنبال انقلاب مخملی هستند. همان موقع در راستای بنیاد سوروس حرف هایی زده می شد که کسی باور نمی کرد . خیلی ها این را قبول نداشتند . بنابراین وزارت اطلاعات هم کاملا این مطلب را متوجه شده بود و هم اطلاع رسانی کرده بود . در این شرایط تنها کسی که به گزارشات وزارت اطلاعات اعتنا کرد و ما را تشویق کرد و دستور پیگیری داد، مقام معظم رهبری بودند .این در حالی بود که خیلی از مسئولان دیگر اصلا این حرف را تحویل نمی گرفتند.
آیا وزارت اطلاعات همان موقع پیش بینی می کرد که این اتفاقات تا این اندازه جدی و عمیق باشد؟
آن زمان وزارت اطلاعات بروز چنین اتفاقاتی را بعد از انتخابات پیش بینی می کرد اما نه به این عمق و سطح ! در این عمق که یک شخصی مثل موسوی به میدان بیاید و این گونه در برابر حق و قانون روشن و موضوعی که خودش سالیان سال دیده و شنیده بایستد! نه! فکرش را نمی کردیم .این که این مجموعه این گونه با هم متحد بشوند بعضی را می دانستیم اما این گونه که چنین مجموعه ای با هم متحد شدند و طی زمانی کوتاه با خارج از کشور وصل شوند آن هم به صورت علنی و عریان تصورش را نمی کردیم .البته وزارت اطلاعات در جریان بود که بعضی از عوامل این ها به آمریکا رفته اند.اما وزارت اطلاعات پیش بینی نکرده بود که با این سرعت همه این ها با هم پیوند بخورند و این جور آشکارا در جهت دشمن قرار گیرند و با هم کار کنند. خلاصه وزارت اطلاعات اجمالا پیش بینی می کرد که رویکرد دشمن به سمت جنگ نرم است و در فکر انقلاب مخملی است ولی سرعت حوادث و در هم تنیدگی آن را پیش بینی نکرده بود ولی همین مقدار پیش بینی وزارت را هم خیلی ها قبول نداشتند.
این جا بود که وقتی این جریان تا این اندازه روشن شد خیلی ها موضوع انقلاب رنگین و مخملی را مطرح کردند همان موضوعی که وقتی وزارت آن را در جلسات مطرح می کرد بعضی آن را مسخره می کردند. وزارت اطلاعات پیش بینی می کرد با توجه به فضایی که وجود داشت، کدهای اطلاعاتی و غیر اطلاعاتی و شواهد پنهان و مسائل ظاهری بعید نیست که در روز انتخابات یا بعد از آن بخواهند فضا را متشنج کنند حتی روزهای آخر روشن شده بود که حتی اگر پیروز بشوند یا شکست بخورند باز هم چنین فضا یی را ایجاد می کنند که مستندات این مسئله موجود است .بر همین اساس یکی از کدهایی که روی آن زیاد کار کردیم بحث تقلب در انتخابات 22خرداد 88 بود. این موضوع را از حدود چند ماه قبل از انتخابات مورد توجه قرار دادیم . در نیمه دوم سال 87 بود که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه اولین استارت مربوط به این ماجرا را زد .ایشان مطرح کردند که باید مراقب بود که در انتخابات تقلب نشود. شواهد دیگری هم مطرح بود که می خواهند بعد از انتخابات مسائلی از جمله مسئله تقلب را مطرح کنند .
وزارت اطلاعات از حدود چهار ماه مانده به پایان سال ستاد انتخابات را تشکیل داد البته وزارت اطلاعات از سال های قبل هم همیشه چند ماه قبل از انتخابات ستاد انتخاباتی را تشکیل می داد که موضوعات مربوط به وزارت را به صورت ویژه پیگیری کند .اما این بار چون کلمه تقلب به کار رفته بود گفتیم بر روی تمام مسیرهایی که ممکن است بر اساس آن تقلب صورت بگیرد کار اطلاعاتی انجام شود و این مسئله مورد پیگیری قرار گیرد که احیانا کسی از ما سئوال کرد یا خواستیم اطلاع رسانی کنیم کاملا به موضوع مسلط باشیم .چون نمونه هایی هم در انتخابات قبل صورت گرفته بود که وزارت اطلاعات بر اساس این پیش بینی کار فوق العاده سنگینی روی این موضوع انجام داده بود .این جا بود که به دلیل پیش بینی ها که یکی از فاکتورهای آن تقلب بود وزارت اطلاعات کار بسیار سنگینی انجام داد.
وزارت اطلاعات بعد از انتخابات با ارائه چندین ماه کار اطلاعاتی به میدان آمد و نتیجه پیگیری هایش را به مسئولان ارائه داد. در جلسات متعدد گفتم من به عنوان وزیر اطلاعات حاضرم با هر کسی که ادعا می کند تقلب سازمان یافته موثر درنتیجه انتخابات یا حتی غیر سازمان یافته ولی موثر در نتیجه انتخابات صورت گرفته به صورت مستدل صحبت کنم چرا که اطمینان داشتم کارهایی که انجام دادیم کاملا مستدل است که هر انسان منصفی با اطلاع از آن متوجه می شود که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است. البته شاید در جایی یک نفر با دو شناسنامه رای داده باشد و یا حتی در گوشه ای شناسنامه ای را جعل کرده باشند و این گونه کارها چه بسا اتفاق افتاده باشد ما چنین موضوعی را در این حد نفی نمی کنیم .
در این زمینه خدمت آقای هاشمی رفسنجانی رفتم و توضیحاتی ارائه دادم خدمت بعضی آقایان دیگر هم رفتم . دو سه نوبت با آقای کروبی صحبت کردم با آقای موسوی هم همین طور. همان موقع به آقای موسوی گفتم به عنوان یک مرجع رسمی نظارتی و کسی که مدعی است، حاضرم با استدلال با هر کسی که شما بگویید تمام مسائل را بررسی کنیم. بسیاری از کسانی که اطراف آقای موسوی بودند افرادی اطلاعاتی بودند . من با مردم عوام روبرو نبودم . به عنوان مثال آقای یونسی وزیر قبلی اطلاعات یکی از این افراد بود یا آقای امین زاده هم اطلاعاتی بودند.ایشان به خوبی می توانست بفهمد که وقتی من ادعا می کنم تقلبی صورت نگرفته و دلایل خود را ارائه می کنم آیا سخن راست می گویم یا خلاف. حتی بعضی از این افراد بازنشسته وزارت اطلاعات و افرادی اطلاعاتی بودند بنابراین وقتی می گفتم ما ستاد داریم و در انتقال صندوق ها از روزی که از انبار بیاورند چه کارهایی کرده ایم و یا در مورد پلمب صندوق ها و انتقال آن ها و یا در زمان شمارش آرا و جمع بندی آرا چه کارهایی انجام داده ایم به خوبی متوجه می شدند که ما دروزارت اطلاعات چه کار کرده ایم .آن ها به خوبی می فهمیدند که کار اطلاعاتی یعنی چه؟
به آقای موسوی گفتیم که ما بعنوان یک مرجع رسمی نظارتی که احساس مسئولیت می کنیم حاضریم با شما یا اطرافیان شما استدلال کنیم و تاکید می کردیم مسیری که شما می روید و بی دلیل می گویید ابطال انتخابات اصلا شدنی نیست . به آقای موسوی گفتم دو سئوال از شما می کنم اگر به فرض محال فردا صبح انتخابات را باطل کردند و دوباره انتخابات برگزار شد و باز رای نیاوردید آیا نتیجه را قبول دارید ؟ گفتند نه. گفتیم شما به شورای نگهبان نامه نوشتید و خواستید اقداماتی انجام شود اگر شورای نگهبان بازشماری کرد، به هر صورت و هرچه که شما گفتید و کار به نتیجه مطلوب شما نرسید آیا شما قبول می کنید باز هم گفتند نه!
به هرصورت وزارت اطلاعات در مرحله پیشگیری و پیش بینی این موضوع کاملا موفق بود و کاملا خوب عمل کرد و موثر هم بود.
فکر می کنید وزارت اطلاعات در مراحل بعدی انتخابات هم به همین نحو مطلوب و موثرعمل کرد؟
در مراحل بعدی اتفاقاتی که بعد از این انتخابات پیش آمد و بخصوص بعد از 25 خرداد به بعد و هر چه جلوتر رفتیم و در مورد کارهای کاملا غیر قانونی و اقدامات تخریبی که در خیابان ها انجام شد باز وزارت اطلاعات موفق عمل کرد البته در این شرایط طبیعی است که عمده کار انتظامی بود و نیروهای مسئول به میدان آمدند ولی باز وزارت اطلاعات در سهم خودش کارنامه خوبی داشت در عین حالی که به او هم می شود اشکالی وارد کرد.
موضوع دیگری که در جریانات سال گذشته ابهامات زیادی داشت ماجرای کهریزک بود. واقعا در جریان اتفاقات کهریزک کوتاهی از کدام ناحیه صورت گرفت؟
در جریان ماجرای کهریزک به نظرم من اولین نفری بودم که نسبت به کهریزک هشدار دادم . در تیرماه سال 88 بود که بر اساس تجربه برای سرکشی به زندان اوین رفتم تا از بازداشتگاه و زندانیان بازدید کنم . در بازدید اولی که داشتم چند زندانی را دیدم که از سر و وضع خوبی برخوردار نیستند وقتی از جزییات شرایط آن ها پرسیدم گفتند که این زندانیها از کهریزک آمده اند. من تا آن موقع نمی دانستم که کهریزک چگونه اداره می شود و در این مورد اطلاعی نداشتم . شاید این ایراد به من گرفته شود که تو به عنوان وزیر اطلاعات چرا از این موضوع اطلاع نداشتی که این ایراد را می پذیرم و ایرادی صحیح است .البته می دانستم بازداشتگاهی به نام کهریزک هست. به هر صورت پیگیری کردم و فهمیدم که وضعیت آنجا مناسب نیست لذا به بعضی مسئولان گفتم که وضعیت آن جا مناسب نیست و زندانی به آن جا برده نشود.همان زمان بود که در18 تیرماه باز تجمعات و درگیری های خیابانی صورت گرفت و تعدادی متهم به آن جا بردند.
این اتفاق هم بعد از دستور شما بود؟
دستور نبود . گزارش داده بودم آنجا وضع مناسب نیست . بعدا شنیدم از دفتر رهبری هم ابلاغ شده بود که به این زندان زندانی نبرید بعضی از آقایان گفته بودند ما در زندان اوین از نظر جا محدودیت داریم. می گفتند امکان این که همه متهمان از جمله متهمان مواد مخدر و دیگر متهمان را در یک جا نگهداری کنیم نیست بنابراین باید این ها را جابجا کنیم. در آن زمان مقام معظم رهبری فرمودند اگر جا ندارید آن ها را آزاد کنید.
در ذهن من این گونه است که این ماجرا مربوط به شب 19 تیر می شود اما آقای مرتضوی می گفتند شب 21 تیر بوده است. ولی صرف نظر از این موضوع ما مطلع شدیم که تعدادی را به آنجا برده اند .
بر همین اساس هم دستور داده شد که آن هایی را که بردند را سریع منتقل کنند که به نظر می رسد در انجام این دستور قدری تعلل شد. چنین دستوری بعد از ظهر داده شد و آخر شب بر آن تاکید شد ولی عملا تا زمانی که انتقال صورت گرفت 24 ساعت طول کشید که البته شاید این زمان غیر طبیعی نبود ولی به هر تقدیر از بعداز ظهر و بخصوص آخر شب که در حضور دادستان کل وقت آقای دری نجف آبادی و آقای مرتضوی دادستان تهران تاکید شد که حتما این ها منتقل شوند که با تاخیر 10-15 ساعته منتقل شدند.اما در مورد عملکرد وزارت اطلاعات در این زمینه نیز باید بگویم قضاوتمان باید بر مبنای شرایط خاص زمانی و موقعیت خاص آن زمان باشد.اگر شرایط زمانی و موقعیت ها را در نظر نگیریم نقد وارد است اما اگر آن شرایط را در نظر بگیریم یا نقد وارد نیست یا نقد صورت گرفته کمرنگ می شود. این که چرا بعضی از این متهمان روزهایی در زندان مانده اند و بعد آزاد شده اند و بعد ممکن است تبرئه شوند؟ باید گفت وقتی جمعی بر خلاف قانون به خیابان می ریزند آتش می زنند، تخریب می کنند و نیروی انتظامی آن ها را که دستگیر می کند ممکن است افرادی که دستگیر می شوند الزاما مجرم نباشند ممکن است بر خی از آن ها صرفا نظاره گر بوده باشند و یا مشکل کمی داشته باشند . از طرف دیگر شاید در شرایطی کسانی که دستگیر شده اند مشکلشان صرفا با سئوال جواب حل بشود اما در شرایط دیگر این گونه نباشد.
به طور کلی نظر قوه قضایه در مورد تایید صلاحیت افرادی که با این فتنه همراهی داشتند در انتخابات آینده چیست؟
تعیین صلاحیت به عهده دستگاه قضایی نیست مرجع تایید صلاحیت در انتخابات، هیئت های اجرایی یا نظارتی هستند که در انتخابات مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری مشخص است. مشخص است که هیئت های اجرایی چگونه تعیین می شوند و چه کسانی هستند و شورای نگهبان هم به همین شکل. بنابراین تعیین صلاحیت به عهده قوه قضاییه نیست. مراجعی هم که از آن استعلام می کنند تنها قوه قضاییه نیست در قانون پیش بینی شده که یکی از مراجعی که از آن استعلام می کنند قوه قضاییه است . قوه قضاییه درمورد کسانی پاسخ می دهد که برای آن ها پرونده تشکیل شده است .این پرونده ممکن است چند حالت داشته باشد. یک حالت آن است که پرونده قرار منع تعقیب خورده است یعنی فرد بازداشت هم شده ولی بعدا تبرئه شده یا منع تعقیب خورده است که پاسخ استعلام داده می شود.در مورد دیگر ممکن است که فردی محکوم شده و حکمش قطعی شده باشد. قوه قضاییه در پاسخ به این استعلام ها نمی گوید که صلاحیت دارد یا نه . اظهار صلاحیت با آن هاست ولی ما می گوییم که به چه اتهامی و چه مجازاتی محکوم شده و آن ها خودشان تشخیص می دهند.
مورد دیگری هم هست که فرد به دادگاه رفته ولی حکمش قطعی نشده یا هنوز دادگاه نرفته ولی تبرئه هم نشده است که باز هم جواب داده می شود و در مورد این فرد این قید اضافه می شود که می گویند این آقا با این اتهام پرونده دارد ولی پرونده اش منجر به حکم نشده است و یا فردی تحت عنوان اتهامی خاصی پرونده دارد ولی اما هنوز منجربه حکم قطعی یا صدور قرار مجرمیت نشده است..بنابراین ما فقط وضعیت را اعلام می کنیم مطلقا در خصوص صلاحیت و عدم صلاحیت اظهار نظر نمی کنیم.
دور جدید شایعه سازی ضد انقلاب برای بی ثباتی روانی جامعه
جدیدترین اخبار حکایت از آن دارد که موج جدیدی از شایعه سازی رسانه ای به منظور تاثیر گذاری در فضای ذهنی وروانی جامعه کلید خورده است .
این موج جدید شایعات هدفمند در راستای زمینه سازی برای ایجاد بی ثباتی ذهنی نسبت به شرایط عادی جامعه و آماده سازی باورها و افکار برای طرح مقولات تخریبی دیگری است که در نهایت فضا را به سوی اقدامات رادیکال و گسست شرایط عادی جامعه خواهد برد.
موج شایعات اخیر که توسط تئوریسین های موسسات مطالعاتی سیا وموساد و با همکاری اینتلجنس انگلیس طراحی وبرنامه ریزی شده است ، توسط اتحادیه بزرگ ضد انقلاب (منافقین ، سلطنت طلبان ، اصلاح طلبان ، احزاب لائیک وگروه های جدائی طلب و ...) تکثیر وت وسط رسانه ها توزیع می گردد .
اخبار دریافتی آشکار می سازد که این برنامه حدود یکهفته است که اجرایی شده و در جامعه با انتشار اخبار بیماری ویا قهر کردن و ..... شخصیتها ، و مسائل مربوط به بازداشت و زندانها و ..... و حتی پرداختیهای هدفمندی یارانه هاو موارد ریز ودرشتی از شایعات التهابی و... آغاز شده است.
گفتنی است کارشناسان سیاسی در ارتباط با این پدیده که مستقیما باورهای مردم را هدف قرار داده و با کذب گویی و ناامید سازی و احساس بی ثباتی در جامعه ، اهداف دشمن را محقق می سازد ، توصیه می کنند ،مردم اخبار را از منشاء ومراکز رسمی اطلاع رسانی دریافت نموده وخبرهارا با دستگاه های مدیریتی وتصمیم گیری نظام و رسانه های رسمی همچون رسانه ملی و دیگر منابع مورد وثوق چک نمایند .
ماجرای هفت کوتوله و کمپین سفارت سبز! «شورای هماهنگی راه سبز امید»
پس از شکست رسوای فراخوان های جریان فتنه موسوم به «سه شنبه های خرید روسری» دعواهای درونی افراد و گروه های ضدانقلاب در خارج کشور که هر کدام مدعی رهبری جنبش سبز هستند، طی روزهای اخیر ماجراهای جالب و بازمره ای را رقم زده است.

در همین خصوص ، کارتونیست مشهور روزنامه های زنجیره ای دوران اصلاحات که اکنون در خارج کشور به سر می برد، گروهی با عنوان«شورای هماهنگی راه سبز امید» که اخیرا" از سوی نمایندگان و مشاوران موسوی در خارج کشور تاسیس شده ، به باد تمسخر گرفت و با انتقاد از این که اعضای این شورا اسامی خود را مشخص نکرده اند از آن ها با عنوان «هفت کوتوله»یاد کرد.
ماجرای جالب دگر مربوط به تشکیل گروهی با عنوان «کمپین سفارت سبز» است. اعضای این گروه که متشکل از چند کارمند دست چندم سفارتخانه های ایران در پایتخت های اروپایی هستند که در دوران اصلاحات به ماموریت رفته و در جریان فتنه 88 به این کشورها پناهنده شده بودند. اعضای این گروه 5 نفره ، در حالی که هنوز مدت زیادی از تشکیل آن نگذشته دچار انشعاب شده اند. بنا بر این گزارش ، چهار نفر از اعضای این کمپین 5 نفره طی اطلاعیه ای نفر پنجم یعنی محمدرضا حیدری را از گروه اخراج کرده اند. نامبرده نیز که از کارکنان اصلاح طلب سابق سفارت ایران در نروژ بوده، در واکنش، طی اطلاعیه ای تصریح کرده است: «چهار نفری که طی اعلامیهای خود را اکثریت اعضای کمپین اعلام نمودهاند حتی یک صدم اعضای اصلی این کمپین بشمار نرفته، اقدامشان در صدور بیانیه غیر قانونی و لذا، باتفاق آرا ی اعضای کمپین، اخراج آقایان ابوالفضل اسلامی، درویش رنجبر، حسین علیزاده و فرزاد فرهنگیان از کمپین سفارت سبز را اعلام مینماید.»
گفتنی است طی روزهای گذشته نیز اظهارات عطاء الله مهاجرانی و محسن کدیور بویژه اعتراف مهاجرانی درباره استقلال نظام سیاسی ایران و سلامت مالی رهبران ارشد آن، فحاشی های فراوانی را از جانب سایر افراد و رسانه های ضدانقلاب متوجه این دو نفر کرد به گونه ای که عملا" حلقه لندن و اتاق فکر موسوی در خارج کشور با بدترین بحران طی دو سال اخیر مواجه گردید.
شباهت های جشن های ۲۵۰۰ ساله با جشن جهانی نوروزی!
نگاهی به شباهت های عجیب و غیر قابل انکار جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در دوران طاغوت و جشن هایی که بخشی از دولت به بهانه نوروز پشتیبان آنهاست، یک سوال را به ذهن متبادر می کند. "این جشن ها با چه انگیزه ای برگزار می شود...!؟"
آنچه که این روزها با حمایت اصلی چهره جنجالی دولت و سایر همقطارانش تحت عنوان "جشن های جهانی نوروز" قصد آغاز شدن دارد، شباهت های غیر قابل انکار و البته جالبی با جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و در ادامه با شرایط وقت کشور در هنگام برگزاری این جشن ها دارد.
در اینجا ذکر یک نکته ضروریست و آن این که تنها بهانه طاغوتیان برای پر رنگ کردن مفهوم ایرانیت در راستای بلندپروازی هایشان "کوروش و تخت جمشید" بود و گویا تنها بهانه امروزیان نیز برای توجه دادن افکار به مفهوم ایرانیت و جدا کردن آن از اسلامیت، "نوروز" است و البته غیر از نوروز هم بهانه دیگری در دستشان نیست.
نگاهی کوتاه به اسناد منتشره توسط سازمان اسناد انقلاب اسلامی جزئیات جالبی را از جشن های ۲۵۰۰ ساله بیان می کند.در بخشی از سندهای منتشر شده از سوی سازمان اسناد انقلاب اسلامی پیرامون جشن های ۲۵۰۰ ساله و انگیزه شاه ستمگر در برگزاری این جشن ها آمده است:"او با این سخنان میخواست دلیلی بر موجودیت خویش اقامه کند... وی براین بود تا با اتصال تاریخی خود با یکی از پادشاهان باستانی ایران که از نظر او ارزش و اهمیت بیشتری داشت، بتواند با کسب نظر موافق خارجیها! و تأیید و صحهگذاری آنان بر برنامههایش، محبوبیت بیشتری در نزد مردم ایران به دست آورد... شاه معتقد بود در صورت کسب موفقیت در جلب نظر دولتهای خارجی به ویژه آمریکا نسبت به برنامههایش، میتواند با بزرگنمایی این مسئله و دلالت بر تأیید شخصیت های باصطلاح سیاسی، مهر تأییدی بر اقداماتش بزند."
از سوی دیگر انتقاد قاطبه مردم به برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و هزینه های گزاف این جشن ها یکی نکات مهم در تاریخ دوره شاهنشاهی و چرایی اضمحلال آنست. نکته ای که حتی برخی از تاریخدانان معتقدند یکی از عوامل اصلی سوق دادن مردم به سمت انقلاب برای سرنگونی شاه خائن، برگزاری همین جشن های پر زرق و برق از کیسه ملت بود.در همین زمینه ساواک در گزارش ویژه خود در رابطه با برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله به یک تجمع مردمی در یکی از مساجد تهران اشاره می کند و میگوید: "بعد از ظهر روز ۳/۴/۱۳۵۰ چند نفر از افراد حاضر در مسجد خیابان فردوسی قبل ازشروع سخنرانی فخرالدین حجازی ضمن صحبتهای خصوصی اظهار داشتند: وضع بازار بد است و این جشنها و مخارج کمرشکن آن وضع اقتصادی را شکسته و نابود کرده است. مالیاتها زیاد شده، حتی کارمندان دولت، هم ازگرانی کرایه منزل و بالارفتن سطح زندگی ناراحت هستند. دولت فریاد میزند که مخارج جشنها را خودش تأمین کرده در صورتی که با گرانی روزافزون و مالیاتهای کمرشکن که از بازاریهای بدبخت و مردم کوچه و بازار گرفتهاند، این علم و کتل را راه انداختهاند. به خدا امسال بازار گرفتار ورشکستگی حتمی خواهد شد و لااقل ۳۵% نفر از تجار ورشکست خواهند شد. در میان آن چند نفر یکی کارمند دولت بود و گفت: آقا از حقوق ما هم برای جشن مبلغی کم کردهاند، بدبختی اینجاست که کسی جرأت حرف زدن را ندارد وآن بیچاره (آیت الله سعیدی) تا آمد حرفی بزند توی زندان او را کشتند."
به نظر می رسد تا هنگامیکه در مملکت ما هنوز نقاط فراموش شده و محروم وجود دارد و تا زمانی که انگشت های ظریف کودکان برای امرار معاش قطع می شود و یا مادری در یک منطقه محروم به دلیل نبود امکانات در هنگام زایمان فرزندش جان می سپارد، برگزاری جشن های پر زرق و برق و خرج کردن از کیسه ملت برای مفاهیمی که نه برای آن انقلاب کردیم و نه برای آن شهید دادیم و فقط جزئی از هویت ماست، بی معنا باشد.
از دیگر سو در عنفوان اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و درست در هنگامیکه دولت نیاز به مدیریت صحیح اجرای این طرح دارد آیا گران تر شدن نرخ برخی کالاها و خدمات مایحتاج مردم با برگزاری جشن های پر زرق و برق و دعوت زنان و دختران بزک کرده برای برگزاری مراسمی که هزینه آن را دولت داده است، آیا اقدامی عاقلانه است یا برعکس آن اقدامی نافهمیده و با مقاصد خاص نام دارد؟مرکز انقلاب اسلامی در یکی دیگر از اسناد خود در مورد جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی آورده است: "سپهبد فریدون سنجر که خود یکی از آجودانهای سران کشورهای افریقایی در جشن بود، در خاطراتش چنین میگوید: وقتی چشمم به آن بلوار زیبا و درختهای زینتی و گلکاریها و فوارهها و آب نماها در شهرک چادرها که به این مناسبت (جشن ۲۵۰۰ ساله) برپا کرده بودند، افتاد در دلم گفتم برای ساخت این ویلاهای چادری و این بلوارها و گلگاریها چقدر انرژی و پول مصرف شده است؟ آیا نمیشد این پولها را در راهی خرج کرد که به درد جامعه بخورد؟..."در اینجا باید گفت که وقتی یک چهره طاغوتی نیز با دیدن زرق و برق های ایجاد شده با پول مردم، چنین سوال هایی در ذهنش ایجاد می شود، تکلیف ما و مردم که سربازان امام روح الله هستیم و در کنار این نظام و انقلاب ایستاده ایم روشن است...؟!جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که حکومت طاغوت را رو به زوال برد تا آنجا قبیح بود که امام روح الله نیز نسبت به ان واکنش نشان داد.امام راحل در اعلامیه ای خطاب به ملت ایران نوشتند: " برملت است که با جشنهای ۲هزار و ۵۰۰ ساله مبارزه منفی کند. به حکومت ایران بگویید که از این جشن دست بردارید."
در اینجا یادآوری برگزاری جشنی شبیه جشن جهانی نوروز در دوران اصلاحات نیز خالی از فایده نخواهد بود. جشنی که دقیقا قرار بود در زمان ریاست سیدمحمد خاتمی در تخت جمشید برگزار شود و حتی تبلیغات تلویزیونی آن نیز از تلویزیون پخش شد اما برگزاری آن با دخالت برخی مقامات نظام منتفی شد.ما در خاتمه این گزارش این نکته را به دولت محترم گوشزد می کنیم که قرار نیست با هر اشتباه واضح دولت، رکن اصلی نظام مجبور به دخالت و اصلاح برخی اقدامات غلط باشد.برگزاری جشن جهانی نوروز که در واقع یک کپی برابر اصل جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهیست نه تنها به دلایل مختلف مفهومی و پیرامونی به صلاح کشور نیست بلکه ما رسانه های طرفدار دولت را در برابر هجوم سوالات بی پاسخ مردم تنها می گذارد.
نامه به رضا ربع پهلوی:دلخوشی بیهوده به "جریان اصلاحات" تا به کی؟
مدیر اطلاعات ملی امریکا گفت: تحریم جدید فایده ندارد، روابط اقتصادی با ایران را گسترش دهید.
عالی رتبه ترین مقام اطلاعاتی امریکا در اظهاراتی بی سابقه کارآمدی استراتژی تحریم علیه ایران را به طور کامل زیر سوال برد.
جیمز کلاپر، مدیر اطلاعات ملی امریکا که در کمیسیون نیروهای مسلح سنا سخن می گفت، تاکید کرد: «ایران همچنان به کار بردن الفاظ و عبارات تند علیه غرب را ادامه خواهد داد، اما ارزیابی ما این است که اجتناب از تحریم های سنگین تر و حفظ روابط اقتصادی و تجاری ممکن است در نرم تر شدن رفتار ایران نقش مفیدتری داشته باشد».
این نخستین بار است که یک مقام اطلاعاتی بلند پایه امریکایی در اظهاراتی رسمی خواهان اجتناب از اعمال تحریم های بیشتر و برقراری روابط اقتصادی با ایران می شود. اظهارات کلاپر هنوز واکنش چندانی در جامعه رسانه ای امریکا برنینگیخته ولی به وضوح نشان دهنده آن است که ارزیابی اطلاعاتی امریکا از توان ایران برای حفظ محاسبات استراتژیک خود در مقابل فشارهای اقتصادی تغییر کرده است.
کلاپر که به همراه رونالد برگس مدیر آژانس اطلاعات دفاعی امریکا (DIA) به سنا رفته بود در بخش دیگری از اظهارات خود گفته است: «برنامه اتمی ایران بر اساس یک تحلیل هزینه-فایده حرکت میکند و بر همین اساس، این شانس به جامعه جهانی داده شده که بر همین اساس با ایران معامله کنند».
وی درباره برنامه هسته ای ایران می گوید: «پیشرفت های فنی ایران بویژه در زمینه غنی سازی اورانیوم این برآورد آمریکا را تقویت می کند که تهران ظرفیت علمی، فنی و صنعتی را دارد تا در نهایت سلاح اتمی تولید کند. به این ترتیب مسئله محوری اراده سیاسی ایران برای انجام این کار است».
کلاپر همچنین می گوید: «نظام ایران پس از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری این کشور را به سوی استحکام بیشتر سوق داد وسیطره اش را تحکیم کرد، بنابر این انتظار نمی رود که با مخالفان خود اشتی کند».
کلاپر در ادامه گفته است: «اطلاعات امریکا تصور می کند ایران از طریق حمایت از گروههای مخالف منافع واشنگتن و تل اویو درمنطقه خاورمیانه و رهبری مخالفت با طرح های امریکا تلاش می کند نفوذ واشنگتن در این منطقه را ازبین ببرد. ایران همچنین برای جلوگیری از تداوم همکاری میان امریکا و همپیمانان عرب میانه رو کاخ سفید تلاش می کند. تهران به علاوه برای تقویت توان بازدارندگی اش درمقابل تهدیدات امریکا واسرائیل فعالیت می نماید».

